شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶

آموزش مجازی دروس تخصصی حوزه در
«حوزه مجازی مهندس طلبه»

هم اکنون ثبت نام کنید

محمدتقی بهجت فومنی

محمدتقی بهجتمحمدتقی بهجت فومنی از عرفای نامدار و از مراجع تقلید سرشناس شیعه دوازده امامی بود. او از شاگردان مرحوم محمدحسین غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی) و سید علی قاضی بود و از جانب سید علی قاضی لقب فاضل گیلانی گرفته بود. ایشان در ۹۲ سالگی به علت ایست قلبی در بیمارستان ولیعصر قم درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.

 

تولد

محمدتقی بهجت در شب جمعه ۲ شهریور ۱۲۹۵، برابر با ۲۵ شوال ۱۳۳۴ هجری قمری در خانواده‌ای دیندار، در شهر فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود. کربلایی محمود، پدر وی، از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می‌پرداخت و اسناد و قباله‌های محلی به گواهی وی می‌رسید. پدرش همچنین از ذوق ادبی برخوردار بوده و در رثای اهل بیت به ویژه حسین بن علی شعر می‌سرود.

 

نامگذاری

دربارهٔ نام آیت الله بهجت خاطره‌ای از یکی از نزدیکان وی نقل شده است:

پدر ایشان در سن ۱۶–۱۷ سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می‌افتد و حالش بد می‌شود به گونه‌ای که امید زنده ماندن او از بین می‌رود وی می‌گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: «با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمدتقی است.»

تا اینکه با آن حالت خوابش می‌برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می‌کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می‌شود و حالش رو به بهبودی می‌رود و بالاخره کاملاً شفا می‌یابد. چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می‌گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می‌برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می‌گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی سومین فرزندش متولد می‌شود، اسمش را محمدحسین می‌گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می‌کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می‌افتد، و وی را «محمدتقی» نام می‌نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می‌افتد و از دنیا می‌رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره «محمدتقی» نام می‌گذارد، و بدینسان نام بهجت مشخص می‌گردد.

« این مطلب را از دست ندهید: آیت الله محمدعلی اراکی »

از کودکی تا آغاز نوجوانی

نخستین رویداد مهم در زندگی وی، از دست دادن مادر در شانزده ماهگی بود. تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه ملاحسین کوکبی فومنی واقع در فومن گذراند و در همان شهر به تحصیل مقدمات علوم اسلامی در حوزه علمیه پرداخت. زیر نظر استادانی همچون شیخ احمد سعیدی فومنی دروس حوزوی را کنار برخی متون ادبیات فارسی همچون بوستان سعدی، گلستان سعدی و کلیله و دمنه فراگرفت.

 

تحصیل در کربلا

در ۱۳ سالگی پدرش که شوق وی به کسب علم را دید، او را همراه یکی از دوستان متمکّنش که قصد تشرف به عتبات عالیات داشت، به کربلا فرستاد. محمدتقی در سفر اول موفق به خروج از مرز نشد و مأموران مرزی به بهانه عدم همراهی والدین یا نداشتن جواز خروج، از ورودش به عراق جلوگیری کردند. اما چندی بعد، در جمادی‌الثانی سال ۱۳۴۸ قمری(۱۳۰۸ خورشیدی) در حالی که چند ماه بیشتر تا ۱۴ سالگی فاصله نداشت موفق به خروج از کشور شد. محمدتقی به منزل عمویش که در آن زمان مقیم کربلا بود، وارد شد و پس از حدود یک سال به مدرسه[کدام؟] رفت و در حجره ساکن شد. محمدتقی در این سال‌ها ادبیات عرب و بخشی از کتاب‌های فقه و اصول را خواند و در سال دوم سکونتش در کربلا، نزد جعفر حائری فومنی و با حضور پدر که به کربلا آمده بود، معمم شد.

 

تحصیل در نجف

بهجت، پس از چهار سال حضور در کربلا، در سال ۱۳۵۲هجری قمری برابر با ۱۳۱۲ عازم نجف شد. او در حوزه علمیه نجف نخست بخش‌های پایانی سطح عالی علوم حوزوی را در محضر استادانی همچون مرتضی طالقانی، هادی میلانی، ابوالقاسم خویی، علی محمد بروجردی و سید محمود حسینی شاهرودی به پایان رساند و سپس وارد دروس خارج فقه و اصول شد. برای تحصیل در دروس خارج، در محضر استادان طراز اول نجف همچون آقا ضیاءالدین عراقی و میرزای نائینی در اصول و محمدکاظم شیرازی در فقه بود. سپس به حوزه درسی محمدحسین غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی اصفهانی) پیوست و سال‌ها ماندگار شد. همچنین از محضر درس ابوالحسن اصفهانی بهره برد. محمدتقی علاوه بر فقه و اصول، به فلسفه و علوم عقلی نیز توجه داشت. بدین‌رو کتاب‌های مهم فلسفه مانند الاشارات و التنبیهات ابن سینا و اسفار ملاصدرا را نزد سید حسین بادکوبه‌ای فراگرفت.

با تدریس دروس، از فضلا و مدرسین سطوح عالی حوزه شد. همکاری با شیخ عباس قمی در تألیف کتاب سفینهالبحار از دیگر فعالیت‌های علمی و معرفتی وی در آن سال‌ها بود.

وی در حدود ۲۸ سالگی به درجه اجتهاد رسیده بود.

 

اساتید

دو چهره برجستهٔ علمی و معنوی حوزهٔ نجف تأثیر عمیق‌تری بر شخصیت محمدتقی بهجت گذاشتند: غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی) و سید علی قاضی. وی سال‌ها از محضر غروی اصفهانی بهره برد و در محضر درس او، پیوسته آموخت و نقد کرد و پیش رفت؛ بدان حد که در زمرهٔ بهترین شاگردان او درآمد.

او دربارهٔ محمدحسین غروی اصفهانی می‌گوید:

مرحوم آقا شیخ محمد حسین طوری بود که اگر کسی به فعالیتهای علمی اش توجه می‌کرد تصور می‌کرد در شبانه روز هیچ کاری غیر از مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر کسی از برنامه‌های عبادی ایشان اطلاع پیدا می‌کرد فکر می‌کرد غیر از عبادت به کاری نمی‌پردازد.

 

لقب فاضل گیلانی

همچنین عارف نامی میرزا علی قاضی تأثیر بسیاری بر روش عرفانی و کسب مراتب معنوی او گذاشت. به واقع وی با ورود به نجف اشرف در سن هیجده سالگی، گمشدهٔ خویش را در وجود او یافت و سال‌ها در محضرش، شاگردی کرد. سید علی قاضی نیز به این شاگرد خود عنایات ویژه داشت و از سر صمیمیت و محبت، او را «فاضل گیلانی» خطاب می‌کرد.

اشتغال شدید و شبانه‌روزی به تحصیل و تهذیب، گاهی وی را در بستر کسالت و بیماری می‌افکند. از همین روی، هر از گاه باید به کاظمین و سامرا و کربلا می‌رفت تا ضمن تغییر آب‌وهوا، جسم نحیف خود را از آسیب‌های بیشتر مصون نگه دارد.

 

بازگشت به ایران

محمدتقی بهجت پس از شانزده سال اقامت در عراق در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی به توصیه پزشکان و به دلیل بیماری به ایران بازگشت. مدت چندانی نگذشته بود که به پیشنهاد خواهر بزرگترش ازدواج کرد. چند ماهی را در فومن ماند تا اینکه تصمیم گرفت دوباره به حوزهٔ علمیهٔ نجف برود. اما این بار بر آن شد که در مسیر راه و هم‌زمان با پرداختن به امور گذرنامه، چندی در شهر قم ساکن شود، تا با حوزه علمیه قم آشنایی بیشتری پیدا کند، سپس عازم نجف گردد. بدین‌رو در شوال سال ۱۳۶۴ قمری برابر با ۱۳۲۴ خورشیدی، عازم قم شد. بیش از چندی از حضورش در قم نگذشته بود که در ۲۸ صفر سال ۱۳۶۵ قمری، برابر با سال ۱۳۲۵ هجری شمسی پدر خود را نیز از دست داد. ماه‌های سکونت در قم با خبرهایی ناگوار که از نجف می‌رسید، همراه بود؛ درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی در ذی‌الحجه ۱۳۶۵ ه‍جری قمری و میرزا علی قاضی در ربیع‌الاول ۱۳۶۶ قمری او را به سوگ نشاند.

 

 

اقامت در قم

این اخبار و فوت پدر، وی را برآن داشت که در شهر قم سکنی گزیند و در آنجا تحصیلات خود را با حضور در جلسات درس خارج کوه کمری و بروجردی (که چند ماهی از حضورش در حوزه علمیه قم نمی‌گذشت) ادامه دهد. وی در زمرهٔ برجسته‌ترین افراد حاضر در درس آن مرجع قرار گرفت و خیلی زود به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و دقیق‌ترین مستشکلان درس او شناخته و انگشت‌نما شد. بدین روی، لب از نقد و اشکال علمی بست تا به چشم نیاید و بدو توجه نشود.

آیت الله مصباح یزدی، در این باره می‌گوید:

آیت‌الله بهجت از همان زمانی که بروجردی در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته و از مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می‌گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط می‌کنند احیاناً اشکالاتی به نظرشان می‌رسد که مطرح و پی‌گیری می‌کنند تا مسائل کاملاً حل شود. اینان از دیگران دقیق‌ترند، و اشکالاتشان علمی‌تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت‌الله بروجردی داشتند.

او تا پایان عمر در شهر قم زندگی کرد.

 

اسامی اساتید

اساتید خارج فقه و اصول

  •     سید ابوالحسن اصفهانی
  •     آقا ضیاءالدین عراقی
  •     میرزای نائینی
  •     محمدحسین غروی اصفهانی
  •     محمدکاظم شیرازی
  •     سید حسین طباطبایی بروجردی

 

اساتید اخلاق و عرفان

  •     سید علی قاضی
  •     مرتضی طالقانی

 

اساتید فلسفه

  •     مرتضی طالقانی
  •     سید حسین بادکوبه‌ای

 

درگذشت

محمدتقی بهجت در ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه روز یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ در سن ۹۲ سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. جنازه وی پس از تشییع انبوه مردم و اقامه نماز بر آن توسط آیت الله جوادی آملی در حرم حضرت فاطمه معصومه (در مسجد بالاسر)دفن شد.

در پی درگذشت وی شخصیت‌های سیاسی مانند سید علی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و رئیس جمهور وقت (احمدی‌نژاد) و سایر مسئولان عالی‌رتبه نظام، مراجع تقلید (سیستانی، طباطبائی قمی، مکارم شیرازی، صافی، موسوی اردبیلی، نوری همدانی، سبحانی، مظاهری، گرامی، ملکوتی، علوی گرگانی، …) و بزرگان حوزه و مراکز و مجامع دینی و فرهنگی پیام تسلیت فرستادند.

 

تدریس

وی در زمان طلبگی در نجف به تدریس نیز مشغول بود. پس از ورود به قم نیز مشغول تدریس شد و پس از قریب یک سال به تدریس خارج فقه و اصول همت گماشت که بیش از شصت سال و تا آخرین روزهای عمرش ادامه یافت. در سال‌های اخیر صبح‌ها به تدریس خارج فقه و عصرها به تدریس خارج اصول اشتغال داشت و به انگیزه دوری از شهرت، حجره‌های مدارس و سپس منزل خود را محل تدریس قرار داد؛ اما سرانجام با اصرار شاگردان، نخست در دو مسجد کوچک و از سال ۱۳۷۵ هجری شمسی در مسجد فاطمیه، واقع در گذرخان درس‌های خود را برگزار کرد و تا پایان عمر در این محل به تدریس اهتمام ورزید.

بهجت

اسامی شاگردان

با توجه به اینکه بهجت به خاطر شهرت گریزی عمدتاً در منزل خود تدریس می‌کرد، با وجود این افراد بسیاری شاگرد وی بودند که برخی از آنان از قرار زیرند:

  •     محمدتقی مصباح یزدی
  •     عبدالمجید رشید پور
  •     مهدی روحانی
  •     کاظم صدیقی
  •     علی پهلوانی تهرانی
  •     محمدهادی فقهی
  •     هادی قدس
  •     محمد ایمانی
  •     مختار امینیان
  •     محمود امجد
  •     محمدحسن احمدی فقیه یزدی
  •     محمدحسین احمدی فقیه یزدی
  •     مسعودی خمینی
  •     سید رضا خسروشاهی
  •     اسماعیل عابدی
  •     عزیز علیاری
  •     سید محمد مؤمنی
  •     حسین مفیدی
  •     محمدکریم پارسا
  •     جواد محمدزاده تهرانی
  •     سید صابر مازندرانی
  •     حسن لاهوتی اشکوری
  •     نمازی شیرازی
  •     مهدی هادوی

 

تالیفات

محمدتقی بهجت، تألیفات متعددی در فقه و اصول دارند که خود برای چاپ اکثر آنها اقدام نکردند. وقتی گروهی خواستند آثارش را بدون استفاده از وجوه شرعی، چاپ کنند، به آنان گفت: «هنوز بسیاری از کتاب‌های علمای بزرگ، سال‌هاست که مخطوط باقی‌مانده‌اند. آنها را چاپ کنید. این کتاب‌ها دیر نشده است». اما برخی از آثار چاپی و خطی او به این قرار است:

مناسک حج

وسیلهالنجاه:این کتاب حاوی آرای او در برخی ابواب فقه است که در متن کتاب وسیلهالنجاه، تألیف آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی آمد و جلد نخست آن به چاپ رسید.

جامع‌المسائل: دوره فقه فتوایی، حاصل تأمّلات بیست‌وپنج ساله این فقیه اهل‌بیت در مقام افتاست که در نوع خود بی‌نظیر است. بخشی از آن حاشیه برکتاب ذخیرهالعباد شیخ محمدحسین غروی اصفهانی است که در پنج جلد به چاپ رسید.

مباحث الاصول:دوره کامل اصول

مجموعه فقهی بهجهالفقیه:شامل کتاب‌های طهاره، صلاه، زکاه، خمس و حج؛

حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری و تکمیل آن تا پایان متاجر

حاشیه بر مناسک شیخ انصاری

سروده‌های عرفانی و اخلاقی

وی در تألیف سفینهالبحار با شیخ عباس قمی نیز همکاری داشته‌است.

 

العبدبهجت العبد

ایشان لقب العبد را برای خود برگزیده بود و در انتهای نامه‌ها و پیام‌های خود آن را به کار می‌برد. وی در رساله عملیه اش، از ۱۱۷ مرتبه چاپ، هفت مرتبه حتّی اسم و فامیل خود را روی جلد، چاپ نکرد و یکصد و ده چاپ دیگر را با لقب العبد در ابتدای نامش به چاپ رساند، آن هم نه از وجوه شرعی. توزیع رایگان «رساله» را تبلیغ برای خود می‌دانست و منع کرده بود.

 

فعالیت‌های اجتماعی

مرجعیت

پس از درگذشت آیت الله محمدعلی اراکی، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، مرجعیت وی را اعلام کرد و افرادی چون آیات عظام عبدالله جوادی آملی و علی مشکینی نیز برای پذیرش مرجعیت از سوی وی نقش داشتند. همچنین او هیچگاه اقدام به انتشار رساله عملیه نکرد تا اینکه با درخواست‌های پی در پی افراد راضی شد تا فتاوایش بدون ذکر نام به چاپ برسد. از چاپ ششم به بعد روی جلد رساله او عبارت «العبد محمدتقی بهجت» نوشته شد.

به نقل از آیت الله عباس محفوظی، وی خواسته بود که مقلدانش به آیت الله علی صافی گلپایگانی رجوع کنند  آیت الله علی صافی چند ماه پس از فوت بهجت درگذشت. فرزند ارشد وی علی بهجت نیز اعلامیه‌ای مبنی بر ادامه کار دفتر او زیر نظر آیت الله  علی صافی صادر کرد.

 

 

در نگاه دیگران

حضرت آیت الله بهجت در نگاه علما دارای وجهه و حسن شهرت بود.

نظر امام خمینی دربارهٔ وی به نقل از آیت الله مصباح آمده است: «مرحوم آقا مصطفی (ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می‌کرد: آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند.»

علامه طباطبایی: «ایشان (بهجت) عبد صالح است»

آیت الله بهاء الدینی: «الآن ثروتمندترین مرد جهان (از جهت معنوی) آقای بهجت است.»

آیت الله امجد: «ایشان از مفاخر عصر ما هستند، کسانی که کم و بیش با ایشان آشنایی دارند می‌دانند که در یک اوج بالایی از علم و معنویت قرار دارند… بنده معتقدم آقای بهجت در علم و معنویت نظیر ندارد. به تعبیر دیگر: ایشان فرشته روی زمین هستند.»

علامه محمدتقی جعفری: «اینکه در روایات آمده است که «هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند، مات قلبه (قلبش می‌میرد) و همچنین «زیاره العلماء أحبّ إلی الله تعالی من سبعین طوافاً حول البیت: زیارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} می‌باشد.» مصداق بارز «علما» بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می‌بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است، و در واقع هشدار دهنده برای ما می‌باشد.»

آیت الله مشکینی: «ایشان (بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله‌ای بالاتر از آن می‌باشند»

آیت الله مصباح: «آقای بهجت جامع دقتهای مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی از طریق شاگردان بر جسته‌شان آقا شیخ محمد کاظم، و همین‌طور نوآوریهای مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی، و تربیتهای معنوی مرحوم آقای قاضی می‌باشند.»

 

دستورالعمل‌های اخلاقی

از آیت‌الله بهجت دستورالعمل‌های اخلاقی فراوانی به جا مانده است. تکیه این دستورالعمل‌ها، بیش از هر چیز، بر انجام واجبات، ترک محرمات و رفتار بر طبق موازین دینی و اسلامی است.

در برخی از این دستورالعمل‌ها چنین آمده است:

آقایانی که طالب مواعظ هستند، از ایشان سئوال می‌شود آیا به مواعظی که تا به حال شنیده‌اید، عمل کرده‌اید یا نه؟ آیا می‌دانید که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم می‌فرماید؟ آیا باید دعوت به حق از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید؟ آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم یا آن که یاد بگیریم؟

بعضی التماس دعا می‌گوییم برای چه؟ درد را بیان می‌کنند دوا را معرفی می‌کنیم، به جای تشکر و به کار‌انداختن، باز می‌گویند: دعا کنید! دور است آن چه می‌گوییم و آن چه می‌خواهند. شرطیت دعا را با نفیست آن مخلوط می‌کنند. ما از عهده تکلیف خارج نمی‌شویم بلکه بایداز عمل نتیجه بگیریم و محال است عمل بی‌نتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل شود.

اگر سلاطین عالم می‌دانستند که انسان در حال نماز چه لذت‌هایی می‌برد، هیچ گاه دنبال این مسائل مادی نمی‌رفتند.

« این مطلب را از دست ندهید: سید احمد خوانساری »

اندیشه سیاسی

حکومت اسلامی در عصر غیبت

آیت الله محمد تقی بهجت از منظر ایجابی به سیاست می‌نگریست. وی درباره حکومت در دوره پس از غیبت می‌گوید «ایجاد حکومت اسلامی» واجب است «و توان اداره کشور را نیز داریم». تأکید او بر اقامه حکومت اسلامی در عصر غیبت، منوط بر اجرای کامل دستورات الهی و دوری جستن از مصلحت اندیشی‌هایی است که احیاناً منجر به تعطیلی احکام گردد. بهجت برخلاف کسانی که معتقد به تعویق افتادن وظایف اجتماعی و سیاسی معصوم(ع) تا ظهور امام زمان(ع) هستند معتقد به جریان زندگی سیاسی شیعیان در عصر غیبت است. از این رو، بر فرد یا گروهی از مؤمنان واجب است که به اقامه چنین وظایفی قیام کنند. استدلال او بر چنین مدعایی، بر این فرض استوار است که «به دلیل عقلی و نقلی باید دین اسلام تا قیام قیامت باقی باشد و هر کس، دین دیگری غیر از اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‌گردد».

 

آیت الله بهجت و انقلاب اسلامی ایران

براساس اسناد و مدارک موجود، گرچه اثری از بهجت در نهضت اسلامی مشاهده نمی‌شود، اما او همواره مؤید انقلاب و بر روحانیونی که به نهضت پیوسته‌اند تأثیر زیادی نهاده است. وی در اوایل دهه چهل بارها تأکید می‌کرد پهلوی دارد دین را از بین می‌برند. روزی شخصی به ایشان عرض کرد احتمال نمی‌دهید آیت الله خمینی در مخالفت با شاه، تُندی می‌کند؟ وی در جواب فرمود: شما احتمال نمی‎دهید که خیلی کُند می‌رود؟ محمد هادی فقهی می‌افزاید: زمانی که آیت الله خمینی را تبعید کردند، ایشان در درس گفتند کسانی نیستند بروند این سران را بکُشند؟ علاوه بر این، روابط دوستانه‌ای که میان او و امام خمینی برقرار بود، همواره او را خیرخواه انقلاب و دعاگوی آن فقید می‌ساخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضمانت ۱۰۰ درصدی رضایت شما
شما از لحظه ثبت نام تا 30 روز فرصت دارید که در صورت عدم رضایت از کیفیت کلاس ها انصراف دهید و تمام هزینه پرداختی را دریافت نمایید.

دانلود جلسات صرف ۲
اگر نیاز به جلسات بیشتری از صرف 2 دارید، لطفا ایمیل خود را وارد نمایید تا هم اکنون برای شما ارسال گردد.
اگر این صفحه را ببندید دیگر امکان مشاهده فیلم های صرف 2 را نخواهید داشت