حسد

یکی دیگر از رذایل اخلاقی و  بنابر سخن امام صادق(ع) یکی از آفت های دین، حسد است. انسان حسود چشم دیدن داشتنی های دیگران را ندارد و گاهی تا جایی پیش می رود که دوست دارد آن نعمت از بین برود ولی دیگران از آن بهره نبرند.حسادت چنان در انسان نفوذ می کند که تمام زندگی انسان را تحت پوشش قرار می دهد و آرامش و آسایش را از انسان می گیرد.

معنای حسد

حسد در فارسی همان رشک و بدخواهی است و به معنای تمنا و آرزوی نابودی نعمتی که به فرد مستحق آن نعمت رسیده است[۱]و حتی ممکن است در نابودی آن نعمت تلاشی را هم انجام دهد[۲]. مرحوم نراقی حسد را از اشد امراض نفسانیه و دشوارترین و بدترین و خبیث ترین آن ها می داند. ایشان معیار در حسد را چنین بیان می کند:” چیزی که برای خود نخواهی (اما) برای دیگری بخواهی و بالعکس “[۳]

فرق حسد و غبطه

غبطه همانند حسد به معنای آرزوست ولی هر دو تفاوت اساسی با هم دارند. حسد نقطه مقابل غبطه است. در حسد فرد دوست ندارد که نعمت به دیگری برسد بلکه دوست دارد آن نعمت زایل هم شود. برای فرد حسود مهم نیست که آن نعمت به او برسد یا نه بلکه فقط مهم برای او ناراحتی از آن نعمتی است که به دیگری رسیده است. اما در ” غبطه” انسان دوست ندارد که آن نعمت زایل شود و حتی از این که نعمتی به دیگری رسیده است ناراحت نمی شود بلکه آرزو می کند کاش آن نعمت را او هم می داشت.[۴]

حسد در قرآن

خداوند متعال داستان هایی را از گذشته نقل می کند که سرمنشا آن ها حسد است. داستان حسادت قابیل به هابیل که باعث مرگ وی شد[۵] و یا داستان حسادت برادران حضرت یوسف به ایشان که در نتیجه او را به چاه انداختند[۶]. در زمان پیامبر هم یهود از این که پیامبر آخر الزمان از میان قوم آن ها برگزیده نشد به پیامبر حسد می ورزیدند و دائما به صدمه زدن به اسلام مشغول بودند.” وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ اهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ ایمَانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ انْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى یَأْتِىَ اللَّهُ بِامْرِهِ انَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ”[۷] بسیارى از اهل کتاب از روى حسد- که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو مى‏کردند شما را بعد از اسلام و ایمان به حال کفر بازگردانند با اینکه حق براى آنها کاملًا روشن شده است…

حسادت چنان خطر آفرین است که خداوند از شر حسود زمانی که حسادت می کند می گوید ” وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ اذَا حَسَدَ”[۸] و پیامبر را از آن برحذر می دارد.

حسد در روایات

در مذمت حسد، آثار و راه های علاج آن، روایات زیادی از معصومین (ع) به ما رسیده است. امام صادق (ع) آفت دین را در سه چیز معرفی کرده است:” آفَهُ الدِّینِ: الْحَسَدُ، وَ الْعُجْبُ، وَ الْفَخْرُ”[۹]. حسد و عجب و فخر فروشی که این آفات نابود کننده دین هستند و ایمان انسان را زایل می کند همان طور که امام باقر(ع) در این رابطه می فرماید:” إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ  الْإِیمَانَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ”[۱۰] حسد ایمان را می خورد همان گونه که آتش هیزم را می خورد. امام صادق (ع) در تفاوت معنایی حسد و غبطه و مومن و منافق سخن زیبایی دارند، می فرمایند:” مومن غبطه می خورد ولی حسادت نمی کند، اما منافق حسادت می کند ولی غبطه نمی خورد”[۱۱] این اشاره ای بسیار لطیفی است که مرز بین مومن و منافق را با رذیله اخلاقی حسد و خصیصه غبطه مشخص می کنند.

حکم حسد

با توجه به آیات و روایاتی که در باب حسد وارد شده است، دیده می شود که همگی در نهی و دوری از فعل حسد است و این نهی به معنای حرمت و حرام بودن حسد است چنان که در بحار الانوار ذیل روایات حسد چنین می آورد:” حسد مطلقا حرام است بنابر قول مشهور و آنچه که در بعضی از روایات آمده است، مگر در نعمتی که به کافر و فاجر برسد که آن ها آن نعمت را صرف ایجاد فتنه، فساد و اذیت مردم می کنند اشکال ندارد که نسبت به آن نعمت حسد داشت و آرزوی نابودی آن نعمت را داشت.”[۱۲]

البته حسد دارای مراتب است که در مرتبه اول فرد فقط در ذهنش حسادت دارد و بعد آن را بروز می دهد و بعد در افعال و رفتارش خواهان نابودی آن نعمت است و حتی تلاش می کند که از بین برود. این حرمت و حرام بودن مربوط به بروز در افعال و رفتار است و در واقع شدیدترین و مبغوض ترین درجه حسد است.

ریشه های حسد

در کتب مختلف اخلاقی اسباب و علل مختلفی را برای حسد نام برده اند. عللی که باعث به وجود آمدن حسد در انسان می شود و یا این که سبب تقویت این اخلاق زشت در انسان می شود. از این عوامل می توان چند نمونه را ذکر کرد که در روایات هم به آن ها اشاره شده است.

  1. یکی از علت های حسد، عداوت و دشمنی است. زمانی که فردی با دیگری خصومت دارد از این که به او چیزی برسد حسادت می کند. همان طور که در آیه قرآن یهود از روی عداوت و دشمنی که با پیامبر داشتند به ایشان حسد می ورزیدند.[۱۳]
  2. کبر و عجب: فرد متکبر نمی تواند شاهد باشد که دیگری به نعمتی برسد که او ندارد و این مسئله برای فرد متکبر خیلی سخت است برای همین به او حسادت می کند.
  3. مال اندوزی: طبق روایت افزایش ثروت و مال باعث ایجاد حس رقابت و در نتیجه حسادت بین مردم می شود و گناه های بعدی را به بار می آورد.[۱۴]
  4. جاه طلبی: فردی که به دنبال پست و مقام است دوست دارد دیگران را کنار بزند و اگر فردی دارای مقام باشد تلاش می کند تا آن جایگاه را تصاحب کند.
  5. ضعف ایمانی و اعتقاد به قضای الهی داشتن. انسانی که تسلیم محض خداوند باشد به خوبی می پذیرد نعمت و عنوانی که خداوند به کسی اعطا می کند از روی مصلحت است و خداوند بهترین خیر امور را آگاه است. اما انسانی که دچار ضعف ایمان است و این معرفت را ندارد و در واقع به قضای الهی شک دارد که زبان به مخالفت باز می کند و حسادت می کند. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:”…وَ کَادَ الْحَسَدُ أَنْ یَغْلِبَ الْقَدَر”[۱۵]حسد نزدیک است که بر تقدیر چیره شود. همان شکایت حسود از تقدیر الهی است. خداوند در آیه ۳۲ سوره نساء می فرماید:” وَلاَ تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً ” مزیّتهایی را که در پرتو آن خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری داده است، آرزو نکنید؛ از برای مردان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده اند و از برای زنان بهره‌ای است از آنچه کسب کرده اند. از فضل خدا بخواهید که خداوند بر هر چیز دانا است.

آثار و پیامدهای حسد

حسد از جمله گناهانی است که به تدریج در روح انسان رشد می کند و تمام روح را در بر می گیرد. آثار و عوارض بسیاری دارد که بسته به عمق نفوذ و ریشه دار بودنش زیان های آن نیز افزایش می یابد.

  • زیان های معنوی : انسان حسود ریشه های اعتقادی و ایمانی او به تدریج از بین می رود و به این صورت تمام روح او را بغض و حسادت می گیرد. إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْکُلُ  الْإِیمَانَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ”[۱۶]
  • زیان های جسمی: انسان حسود دائما ناراحت است و این ناراحتی، باعث بسیاری از بیماری های جسمی و روحی می شود. امیرالمومنین (ع) می فرمایند:” الحسود مغموم”[۱۷]حسود دائم در ناراحتی و غم است. علاوه بر این حسود دیگر آرامشی ندارد و فکرش دائم در حال حسرت و نارحتی است.” الحسود لا یسود”[۱۸]صاحب حسد، سود و بزرگی نمی برد یا اینکه ” صِحَّهُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّهِ الْحَسَد”[۱۹]صحت جسم در کمی حسد است و روایات بسیاری که معصومین در عوارض جسمانی حسد بیان فروموده اند.
  • زیان های اجتماعی: فرد حسود تنها است چرا که دیگران از او دوری می کنند و با او جمع نمی شوند. امام علی (ع) می فرمایند:” الْحَسُودُ لَاخُلَّهَ لَهُ”[۲۰] حسود، دوستى ندارد.
  • فرد حسود به گناهان دیگر نیز آلوده می شود. در واقع حسد ریشه امراضی همچون: حب دنیا، حب ریاست، حب نساء، راحت طلبی، مال اندوزی و … است.[۲۱] فرد حسود به دلیل نارحتی که از دارندگی دیگران دارد به راحتی دروغ می گوید، تهمت می زند دشمنی می کند چرا که در صدد از بین بردن نعمت های آن فرد است. امیرالمومنین(ع) می فرمایند:” الْحَسُودُ کَثِیرُ الحَسَرَاتِ، وَ مُتَضَاعَفُ السَیِّئَاتِ”[۲۲] حسود بسیار حسرت و اندوه دارد و گناهانش پیوسته افزوده مى‏شود.

درمان

برای درمان حسد چندین راه کار وجود دارد.

  1. فرد حسود باید بداند که زیان های حسد در بدن و روح او چه آثار مخربی برجای می گذارد. انسان باید بداند که حسادت مانند یک بیماری است که باید درمان کرد و گرنه به درجات بالاتر و خطرناک می رسد. پس پذیرفتن این که فرد دارای حسد است و باید درمان کند این خود برداشتن یک گام بزرگ به سمت رهایی از این رذیله است.
  2. تقویت خصایص اخلاقی همچون خیرخواهی که نقطه مقابل حسد است. تقویت اخلاق های خوب باعث می شود روح انسان آرام گیرد و از قبض روحی که در اثر حسادت به آن دچار می شده است رها می شود.
  3. تقویت بنیه های اعتقادی و ایمانی خود، با دقت در آیات و روایاتی که خصوصا در مذمت گناه حسد آمده است و تامل و تفکر در آن ها، به خوبی می تواند موضع خداوند متعال و ائمه اطهار را در رابطه با حسادت دریافت.
  4. یکی از راههای عملی که می توان برای درمان مفید باشد توجه بیشتر به داشته های خود و نعمت های که خدا داده است. به اصطلاح روانشناسان داشتن دید مثبت در زندگی، که امید را در انسان افزایش می دهد.
  5. یکی دیگر از راههای عملی ترک یک عمل ناپسند به صورت تدریجی است. شاید در درمان هر رذیله ای به صورت دفعه ای سخت و یا ناممکن باشد ولی درمان های تدریجی بسیار پایدارتر هستند و اکثرا جواب می دهد. در درمان حسد هم فرد باید به تدریج سعی کند تا به طور کامل موفق شود. برای این کار می تواند برای خود جدولی را تنظیم کند و در آن علت های که سبب بروز حسادت در او می شود و یا اشخاصی که به آن ها حسد دارد را بنویسد و سعی کند کم کم از علل ها کم کند.

[۱] تاج اللغه،ج۲،ص۴۶۵

[۲] مفردات الفاظ القرآن،ص۲۳۴

[۳] معراج السعاده،ص۴۵۶

[۴] بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۳۸

[۵] مائده/۲۷-۳۰

[۶] یوسف/۴-۵

[۷] بقره/۱۰۹

[۸] فلق/۵

[۹] کافی،ج۳،ص۷۴۸

[۱۰] همان،ص ۷۴۶

[۱۱] همان،ص۷۴۹

[۱۲] بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۳۹

[۱۳] بقره/۱۰۹

[۱۴] محجه البیضاء، ج ۵، ص ۳۲۶

[۱۵] بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۵۷

[۱۶] همان،ص ۷۴۶

[۱۷] همان،ج۷۳،ص۲۵۶

[۱۸] غرر الحکم،ج ۱، ص ۲۵۵٫

[۱۹] بحار الانوار،ج۷۰،ص۲۵۶

[۲۰] شرح غرر الحکم، ۸۸۵

[۲۱] کافی،ج۳،ص۷۷۱

[۲۲] همان،۱۵۲۰