غضب

یکی از قوای نفسانی انسان، قوه غضب می باشد که خداوند در درون انسان قرار داده است و در حد میانه و اعتدال در زندگی هر انسانی لازم و ضروری است و اگر از حد اعتدال خارج شود و دچار افراط و تفریط گردد، نتیجه ای جز خسران برای انسان ندارد. آتش خشم زمانی که شعله ور شود تمام صفات و درجات فرد را از بین می برد و عقل انسان در این هنگام نمی تواند بازدارنده این قوه افسار گسیخته شود. نتایج و زیان های زیادی هم برای خود فرد و اطرافیانش به بار می آورد که گاهای جبران ناپذیر خواهد بود.

معنای غضب

غضب در فارسی به معنای خشم و تندی[۱] و در مقابل رضا و بخشش است. [۲] اما در اصطلاح غضب، جوشش و غلیان خون قلب براى گرفتن انتقام است. ابن مسکویه در ادامه تعریف غضب چنین بیان می کند:” به سبب غضب، حالت ذاتیه عقل به بد حالی افتاده فعلش ضعیف می شود و حالت انسان به قول حکما در آن وقت مانند غارى مى‌شود که هیزم زیادى را در او آتش زده شعله‌هاى آتش و دود در هم پیچیده در آنجا مختنق و خفه شده و آتش در هیزم گرفته صداهاى مختلف بدهد که او را به لغت عرب «وَجْرُ النّٰار» گویند. خاموش کردن او در این وقت کمال دشوارى را دارد.”[۳]

انواع خشم و غضب

غضب به دو حالت می باشد:

  • خشم مقدس: زمانی که از آن ودیعه ای که خداوند در وجود انسان قرار داده است، به موقع و در مکان درست استفاده شود و در واقع همان رعایت حد اعتدال میزان خشم است. این میزان از خشم و نوع کاربرد آن را شجاعت می گویند. تحریک قوه غضبیه باعث ایجاد غیرت و از خودگذشتگی و جهاد در راه خدا می شود.
  • خشم مذموم: اما زمانی که در خشم افراط صورت گیرد دیگر عقل و هوشی برای او باقی نمی ماند. در این زمان است که رفتارها و سخنانی از او سر می زند که بسیار تند است. به این حالت از خشم “تهوّر” گفته می شود که در آن برانگیختگی روح و روان و جسم آدم را به همراه دارد و معمولاً عواقب بد و گاهی غیر قابل جبرانی هم به همراه دارد، همان خشم اصطلاحی است که در آیات و روایات مذموم شمرده شده است.

زمانی که فرد شجاعت انجام اعمالی همچون جهاد، گرفتن حق، غیرت و… را نداشته باشد، در واقع کمترین بهره را از قوه غضبیه برده است و دچار تفریط شده است. این حالت هم مذموم و قبیح است و نتیجه آن جبن و خواری است.

غضب در قرآن

واژه غضب در آیات بسیاری به کار رفته است که در بیشتر این آیات در مورد خشم الهی در قبال کافران و مشرکان و یهودیان است.” باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَق‏..”[۴] خطاب این آیه یهودیان هستند که به آیات الهی کفر ورزیدند و انبیاء را به قتل رساندند و گرفتار خشم الهی شدند.” وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ “[۵] هنگامی که فردی، مومنی را به قتل برساند مستحق عذاب اخروی و غضب الهی است. و مواردی از این قبیل که گرفتار غضب الهی می شوند و غضب خداوند در مورد آنان یکی از سخت ترین عذاب ها محسوب می شود.

ولی در قرآن کریم در آیات فراوانی خداوند مومنان را به عفو و گذشت و فرونشاندن خشم دعوت می کند و عفو و گذشت را از نشانه های مومن بر می شمارد.” همان کسانى که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می ورزند، و هنگامى که خشمگین شوند عفو می ‏کنند”[۶] و یا آیه ۱۳۳و ۱۳۴ سوره اعراف  که در این آیات خداوند، مقام مغفرت را برای متقینی قرار داده که از ویژگی های آن ها ” انفاق در توانمندی و تنگدستی و فروبردن خشمشان است”. بنابراین فرونشاندن غضب یا همان کظم غیظ یکی از راههای رسیدن به مقام های بالای پرهیزگاری و سعادت است.

غضب در احادیث

غضب یکی از قوای طبیعی در وجود انسان است که به وسیله آن انسان جرئت و جسارت انجام کارها را به دست می آورد اما در صورتی که فراتر رود باعث خسارت های زیادی می شود چرا که امام صادق (ع) می فرمایند:” الْغَضَبُ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ”[۷] غضب کلید همه شرها است. و یا در جایی دیگر امام فرمودند:” کسی که مالک غضبش نباشد، مالک عقلش هم نیست”[۸] پیامبر (ص) در مذمت غضب می فرماید:” الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ، کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَل‏”[۹] غضب ایمان را زایل می کند همان گونه که سرکه عسل را. آنچنان که در روایات معلوم است از نتایج سخت غضب از بین رفتن ایمان است و هنگامی که ایمان از دلها برود شیطان به راحتی جایگزین می شود.” این غضب آتش پاره‌ای است از شیطان، که در باطن فرزند آدم است. و چون کسی از شما غضبناک گردید چشم‌های او سرخ می‌گردد و باد به رگ‌های او می‌افتد و شیطان داخل او می‌شود.”[۱۰]در مقابل این روایات مذمت، احادیث دیگری از ائمه اطهار وارد شده است که سفارش به حلم و بردباری و فرونشاندن خشم است.” از امام باقر (ع) روایت شده که فرمودند: “هر کس بر خشم خود مسلّط شود، خدا عیبش را بپوشاند.”[۱۱] امام موسی کاظم (ع) می فرماید:” مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ، کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذَابَ یَوْمِ الْقِیَامَه “[۱۲]

مردى به پیامبر (ص) عرض کرد: به من چیزى بیاموز، پیامبر فرمود: برو و خشمگین مشو. آن مرد عرض کرد: به این سخن اکتفا کردم.پس به سوى خاندانش رفت ناگاه دید میان قبیله‌اش جنگى روى داده، اهل قبیله مسلح شده و صف‌آرایى کرده‌اند. چون آن منظره را دید مسلّح شد و به همراه آنان قیام کرد. آنگاه سخن پیامبر (ص) را به خاطر آورد که فرمود: غضب نکن! پس اسلحه را انداخت و به طرف گروهى آمد که با قبیله‌اش دشمن بودند و گفت: اى گروه هر جراحت یا قتل یا ضربى که حتّى اثرى از آن نمانده بر عهدۀ من است خواه در مال ما باشد یا در مال شما. آن گروه گفتند: هر چه بوده از آن شما باشد (به شما بخشیدیم) ما به بخشش سزاوارتریم، گفت: پس آن گروه با هم آشتى کردند و خشم و کینه از میان آنها رخت بر بست.[۱۳]

گناه غضب

غضب یکی از گناهان کبیره است که مرتکب آن اگر توبه نکند عذاب سختی در دنیا و آخرت خواهد دید. امام صادق (ع) در باب بزرگی گناه غضب می فرمایند:” أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَشَرُّ مِنَ الْغَضَبِ إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا غَضِبَ یَقْتُلُ النَّفْسَ وَ یَقْذِفُ الْمُحْصَنَهَ”[۱۴]بدتر از غضب کسی است که قتل نفس کرده و زنای محصنه انجام داده است.خشم و غضب حاصل فوران قوه غضبیه است که عقل و درک انسان در آن هنگام خاموش می شود. انسان خشمگین به دنبال انتقام جویی است و به هر وسیله ای در صدد انتقام گیری است که پیامدهای زیادی به همراه دارد از جمله این که فرد ممکن مرتکب قتل و ضرب و جرح دیگران شود. همه این مسائل نشان دهنده زشتی صفت غضب و عظمت این گناه را دارد.

پیامد های غضب

هر فعل گناهی برای انسان عواقب و زیان هایی را به همراه دارد، که این آثار، بسته به میزان خشم فرد کم و زیاد می شود. آثار همچون:

  • غضب ممکن است به همان سرعتی که بروز می کند به همان سرعت هم فروکش کند ولی به دنبال آن برای انسان پشیمانی به بار می آورد و همین پشیمانی از آنچه که گفته است و از آنچه که انجام داده است حس خود خوری و ناراحتی برای انسان به بار می آورد.
  • پیامدهای دنیوی و اخروی که در نتیجه خشم های بی جا وعده داده شده است.امام صادق (ع) فرمودند:” مَا غَضِبَ أَحَدٌ إِلَّا أَشْفَى عَلَى جَهَنَّم‏ “[۱۵]کسی غضب نمی کند مگر آن که جهنم شفاعت او را کند.
  • در صورت خشم در بدن انسان فعل و انفعالات زیادی رخ می دهد که باعث بروز برخی اختلالات و بیماری های جسمی و روحی در بدن می شود مانند افسردگی، بیماری های قلبی، فشار خون، مشکلات گوارشی و بسیاری دیگر
  • یکی دیگر از عوارض غضب، دوری مردم از فرد خشمگین و عصبانی است. در زندگی اجتماعی چنین افرادی ترد می شوند و تنها می مانند.[۱۶]

راههای کنترل غضب

غضب هم از جمله صفاتی است که انسان می تواند با استفاده از روش هایی، آن را تحت کنترل خود در آورد. همانند:

  • دوری از صفاتی که باعث غضب در انسان می شود مانند کبر، حسد، فخر فروشی، دروغ، ..
  • توجه و تامل در آیات قرآن و روایات فروانی که در مذمت این صفت وارد شده است حضرت صادق (ع) فرمودند که: ” خدا وحى فرستاد به بعضى از پیغمبران خود که: اى فرزند آدم! در وقتى که غضبناک گردى مرا یاد کن تا من هم تو را یاد کنم و در وقت غضبم و تو را هلاک نسازم.”[۱۷]
  • تامل در روایات فروانی که در مورد صفت مقابل غضب از سوی ائمه اطهار بیان شده است. مانند روایات مدح حلم، کظم غیظ، صبر. از امیر المومنین در مورد حلیم ترین انسان سوال شد ایشان فرمودند، کسی که غضب نکند.[۱۸] پیامبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلم – فرمودند :” شجاع، کسى است که: در حالت غضب خود را تواند نگاه داشت.”[۱۹]

فردی از پیامبر خدا سوال کرد عملی را به من یاد بده که بین من و بهشت فاصله ای نباشد، پیامبر در جواب فرمود غضب نکن.[۲۰]

  • یادآوری آثار خشم و غضب و توجه به این که غضب چه تاثیر عمیقی بر روی روح و روان و جسم انسان می گذارد.
  • عدم نشست و برخواست با افراد تندخو، چرا که بخشی از رفتار انسان تابع اطرافیانش است. در عوض باید با افراد حلیم و بردبار همنشین شد تا او نیز چنین رفتار کند.
  • توجه به حکمت و تقدیر الهی، خداوند بنابر حکمتش، مقدرات انسان ها را رقم زده است، زمانی که انسان به این درک و فهم رسیده باشد می داند که دیگر خشم گرفتن در برابر کمی و کاستی ها و عوامل مختلف راه ساز نیست.
  • توجه به قدرت غضب الهی که بسیار دردناک و سخت است و این خشم در انتظار کسانی است که بر دیگران و زیردستان غضب کرده باشند. از حضرت امام محمد باقر (ع) چنین حکایت شده است:” در تورات از جمله چیزهائى که خدا به موسى (ع) فرمود این بود که: نگه دار غضب خود را از کسى که من تو را صاحب اختیار او کرده‌ام، تا من نیز غضب خود را از تو نگاه دارم”[۲۱]
  • فراگرفتن راه های دوری از غضب و به کار گیری آن ها مانند: تغییر مکان، راه رفتن، آب خوردن، وضو گرفتن، ذکر گفتن،” یَا ابْنَ آدَمَ اذْکُرْنِی فِی غَضَبِکَ أَذْکُرْکَ فِی غَضَبِی “[۲۲]نفس عمیق کشیدن و موارد دیگر

[۱] لسان العرب،ص۶۴۸

[۲] مفردات الفاظ القرآن،ص۶۰۸

[۳] کیمیای سعادت،ص۲۲۵

[۴] بقره/۶۱

[۵] نساء/۹۳

[۶] شوری/۳۷

[۷] اصول کافی ،ج‏۳ ؛ ص۷۴۰

[۸] همان،ص۷۴۵

[۹] همان،ص۷۳۸

[۱۰] همان

[۱۱] همان،ص۷۴۱

[۱۲] همان،ص۷۴۵

[۱۳] همان، ص۷۴۴

[۱۴] بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۶۵

[۱۵] همان،ص۲۶۷

[۱۶] کیمیای سعادت،ص ۲۲۸

[۱۷] اصول کافی، ج ۷۳، ص ۲۷۶

[۱۸] بحار الأنوار ،ج۷۰،ص۲۶۳

[۱۹] معراج السعاده،ص۲۳۹

[۲۰] بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۶۴

[۲۱] اصول کافی، ج ۷۳، ص ۲۶۷

[۲۲] وسائل الشیعه،ج۱۵فص۳۶۴