یکشنبه , ۲۹ مرداد ۱۳۹۶

آموزش مجازی دروس تخصصی حوزه در
«حوزه مجازی مهندس طلبه»

هم اکنون ثبت نام کنید

فیض کاشانی

فیض کاشانی

مقدمه ای بر حیات فیض کاشانی (ره)

ملا محمد محسن فیض کاشانی، ملقب به فیض، از علما و عرفای نامی قرن یازدهم هجری است. بهره مندی فیض از محضر عالمان بزرگ عصر خویش نظیر ملا محمدتقی مجلسی، شیخ بهایی، میرداماد، ملاصدرا سبب پرورش دانشمندانی برجسته ایی همچون علامه مجلسی صاحب بحارالانوار و سید نعمت الله جزایری مولف انوارالنعمانیه شد. تفسیرصافی، الوافی و حق الیقین از آثار او به شمار می آیند.

ولادت فیض کاشانی (ره)

محمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ هجری قمری در یکی از معروف ترین خاندان علم، عرفان و ادب، که سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می‌رسد در کاشان به دنیا آمد.

حتما بخوانید: سید ابوالمکارم ابن زهره

نسب نامه جناب فیض (ره)

پدرش رضی الدین شاه مرتضی فقیه، متکلم، مفسر و ادیب در کاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان ملا فتح الله کاشانی و ضیاء الدین محمد رازی بوده است.
مادر او زهرا خاتون بانویی عالم و شاعر، دختر ضیاء العرفا رازی (از عالمان بزرگ شهر ری) بوده است. جد فیض تاج الدین شاه محمود فرزند ملا علی کاشانی، عالم و عارفی شاعر و ناموران زمان خویش در کاشان بوده و در آن جا مدفون است.

همسر و فرزندان فیض (ره)

حاصل ازدواج محمد محسن با دختر ملاصدرا پنج فرزند به نام‌های زیر بود:
محمد علم الهدی.
معین الدین احمد.
علیه بانو کنیه او ام الخیر بوده است.
سکینه کنیه‌اش ام البر.
سکینه کنیه‌اش ام سلمه.

دوران کودکی و تحصیلات فیض کاشی (ره)

ملا محسن  چهارمین فرزند شاه مرتضی در دو سالگی پدر خود را از دست داد. از آن پس دایی و عمویش تعلیم و تربیت او و دیگر برادرانش را به عهده گرفتند و چون فیض از برداران خود باهوش‌تر بود مقدمات علوم دینی و بخش هایی از آن را تا سن بلوغ در کاشان نزد عمو و دایی اش نورالدین محمد مشهور به حکیم و آخوند نورا فراگرفت.
بیست ساله بود که با برادر بزرگش عبدالغفور برای ادامه تحصیل به اصفهان که در آن روزگار پایتخت کشور و مرکز تجمع علمای بزرگ و اساتید ماهر در رشته‌های مختلف علوم اسلامی بود، رهسپار گردید و از این موقعیت مناسب که در هیچ یک از شهرهای ایران و دیگر ممالک اسلامی یافت نمی‌شد بیشترین بهره‌ها و استفاده های علمی را برد.
مشهورترین استادان و ناموران اجازه اجتهاد و نقل روایت فیض در اصفهان، ملا محمدتقی مجلسی ، شیخ بهایی در علوم فقه و حدیث و تفسیر و میرداماد، میرفندرسکی و ملاصدرا در فلسفه، عرفان و کلام بوده‌اند.
پس از آن ملا محسن با شنیدن خبر ورود سید ماجد بحرانی به شیراز، از اصفهان به آن جا رفت و مدت دو سال نزد ایشان به تکمیل علم حدیث و روایت پرداخت و از او نیز اجازه نقل روایت گرفت و به اصفهان بازگشت و بار دیگر در حلقه درس و بحث شیخ بهایی حاضر شد و استفاده‌های شایان برد.
در این سال ها که فیض از تقلید مستغنی و برای حج مستطیع شده بود عازم بیت الله الحرام گردید و در آن جا به ملاقات شیخ محمد فرزند حسن فرزند زین الدین عاملی رفت و از آن بزرگوار پس از استفاده‌های علمی، اجازه روایت و نقل حدیث دریافت کرد.
او پس از مراجعت از مکه به شهرهای دیگر ایران مسافرت کرد و از دانشمندان آن شهرها بهره برد تا زمانی که ملاصدرا از شیراز به قم مهاجرت کرد و در کهک قم اقامت گزید. در این موقعیت که ملاصدرا دوره ریاضت و علم باطنی را شروع کرده بود ملامحسن و ملا عبدالرزاق لاهیجی به سویش شتافته، مدت هشت سال مونس تنهایی او بودند و در مصاحبت های شبانه روزی با استاد استفاده کامل معنوی می‌بردند.
در این دوران ملاصدرا دو دختر فاضل و عالم خود را به دو شاگردش ملا محسن و ملا عبدالرزاق تزویج کرد و آن دو شاگرد و داماد را به «فیض» و «فیاض» لقب داد. در همین زمان از سوی حاکم شیراز از ملاصدرا تقاضای مراجعت به شیراز شد. او این دعوت را پذیرفت. فیض نیز به همراه استاد و پدر همسرش به شیراز رفت و نزدیک به دو سال در آن جا ماند. بعد از این مدت او به کاشان بازگشت و به امر تدریس، تعلیم، تبلیغ و ترویج و تألیف و تصنیف مشغول گردید و گاه در قمصر و کاشان با جمعی از دوستان نماز جمعه اقامه نمود.

اساتید فیض کاشی (ره)

از اساتید وی می توان به افراد زیر اشاره کرد:
ملا محمد تقی مجلسی
شیخ بهایی
میرداماد
میرفندرسکی
ملاصدرا
سید ماجد بحرانی دو سال در شیراز نزد وی شاگردی کرد.
محمد بن حسن بن زین الدین عاملی نوادهٔ شهید ثانی،در سفری که به مکه داشت از او اجازه روایت دریافت کرد.
در برخی از منابع از ملا خلیل قزوینی، محمد طاهر قمی، ملا محمد صالح مازندرانی و پدرش نیز به عنوان استادان وی نام برده شده است.

شاگردان معروف فیض (ره)

ملا محسن شاگردان فراوانی داشت. آنان علاوه بر استفاده‌های علمی و معنوی از او به کسب اجازه‌های اجتهاد و نقل حدیث نیز مفتخر گردیده بودند معروفترین شاگردان ایشان عبارتند از:
– محمد مشهور به عَلَم الهدی فرزند فیض که از دوران کودکی تا پایان عمر نزد پدر حضور داشته و در تألیف و تصنیف کتاب و رساله‌ها با او همکاری می‌کرده است. علم الهدی از پدر چندین اجازه مختصر و طولانی دریافت نموده و خود او دارای آثار علمی فراوان می‌باشد.
– احمد مشهور به معین الدین فرزند دیگر فیض که او نیز در فقه و حدیث متبحر و دارای تألیفانی بوده است.
– محمد مؤمن فرزند عبدالغفور (برادر فیض): از فقیهان و مدرسان عصر خود که در یکی از شهرهای مازندران به تعلیم و تدریس طلاب و محصلان علوم دینی اشتغال داشته است.
– شاه مرتضی دوم: پسر برادر فیض و دو فرزند او به نام های محمد هادی و نورالدین محمد که هر سه از فاضلان عصر خود و دارای کتاب و رساله‌های متعدد بوده‌اند.
– ضیاء الدین محمد: او فرزند حکیم نورالدین، دایی فیض است که عالمی حکیم و عارفی دانشمند و شاعر بوده است.
– ملا شاه فضل الله و ملا علامی: خواهرزادگان فیض و فرزندان ملامحمد شریف. این دو در علوم عقلی و نقلی صاحب نظر بودند و شاه فضل الله حدود چهل تألیف در موضوعات فقه، تفسیر و کلام داشته است.
– ملا محمدباقر مجلسی مؤلف بحارالانوار.
– سید نعمت الله جزایری.
– قاضی سعید قمی.
– ملا محمد صادق خضری ـ شمس الدین محمد قمی ـ شیخ محمد محسن عرفان شیرازی و..

فیض کاشانی (ره) در نظر بزرگان

شیخ حر عاملی صاحب وسائل الشیعه می گوید:

محمد فرزند مرتضی مشهور به فیض کاشانی، فاضل، عالم ، ماهر، حکیم، متکلم، محدث، فقیه، محقق، شاعر و ادیب بود و از نویسندگان خوب عصر ماست که دارای کتابها و نوشته‌های فراوانی است.

سید نعمت الله جزایری :

استاد محقق ما ملا محمد محسن فیض کاشانی صاحب کتاب الوافی و دویست کتاب و رساله دیگر.

سید محمد باقر خوانساری صاحب روضات الجنات چنین می نویسد:

بر علما و بزرگان دینی پوشیده نیست که فیض در فضل و فهم و خبره بودن در فروع و اصول دین و زیادی نوشته‌ها با عبارات و جملات زیبا و رسا سرآمد دیگر عالمان دین است.

محدث قمی می فرماید:

او در دانش و ادب و زیادی معلومات و دانستها و به کارگیری تعبیرات و عبارات نیکو در نوشته‌ها و احاطه کامل به علوم عقلی و نقلی مشهور است.

محدث نوری بیان می دارد که:

از مشایخ علامه مجلسی، عالم بافضل و متبحر، محدث و عارف حکیم، ملا محسن فرزند شاه مرتضی مشهور به فیض کاشانی است.

علامه امینی صاحب الغدیر:

(فیض) علمدار فقاهت و پرچمدار حدیث و گلدسته رفیع فلسفه و معدن معارف دینی و اسوه اخلاق و سرچشمه جوشان علم و دانش‌هاست … بعید است که روزگار به مثل او دیگر فرزندی را بیاورد.

علامه طباطبایی صاحب المیزان می فرمابد:

علامه طهرانی در کتاب مهر تابان دربارهٔ نظر علامه طباطبایی می‌نویسد: از مرحوم ملّا محسن فیض کاشانی بسیار تمجید می‌‏کردند و می‏‌فرمودند: این مرد جامع علوم است و بجامعیّت او در عالم اسلام کمتر کسی را سراغ داریم؛ و ملاحظه می‌‏شود که در علوم مستقلّا وارد شده، و علوم را با هم خلط و مزج نکرده است.
در تفسیر «صافی» و «أصفی» و «مُصفَّی» که روش تفسیر روائی را دارد، ابداً وارد مسائل فلسفی و عرفانی و شهودی نمی‏‌گردد. در اخبار، کسی که کتاب «وافی» او را مطالعه کند می‌‏بیند یک اخباری صرف است و گوئی اصلًا فلسفه نخوانده است. در کتاب‏‌های عرفانی و ذوقی نیز از همان روش تجاوز نمی‏‌کند، و از موضوع خارج نمی‏‌شود؛ با اینکه در فلسفه استاد و از مبرّزان شاگردان صدر المتألّهین بوده است.

علامه طهرانی می‌نویسد:

علامه طباطبایی بهترین کتاب اخلاق را در مختصرات کتاب «طَهارهُ الاعراق» تألیف ابن مِسْکَوَیه می‌‏دانستند. و بهترین آنها را در متوسّطات «جامعُ السّعادات» تألیف حاج ملّا مهدی نراقی، و بهترین آنها را در مُطوّلات کتاب «إحیآءُ الإحیآء» تألیف ملّا محسن فیض کاشانی می‌‏دانستند.
(کتاب احیاء الاحیاء، همان کتاب المحجه البیضاء است)

تألیفات و تصنیفات جناب فیض کاشانی (ره)

فیض کاشانی عمر خود را صرف تعلیم، تدریس و تألیف کرد. او پس از کسب معارف و استفاده علمی و معنوی از استادان بزرگ خود نوشتن کتاب و رساله را از هیجده سالگی آغاز نمود و در طی ۶۵ سال نزدیک به دویست جلد اثر نفیس در علوم و فنون مختلف تألیف کرد.
خدمت پرارج ایشان در این آثار نسبت به ترویج مذهب شیعه با خدمات و زحمات مردان زیادی از عالمان دینی برابری می‌کند. فیض در فهرست‌های متعددی که خود نگاشته تعداد تألیفات و تصنیفات را تا هشتاد جلد ذکر کرده و فرزندش علم الهدی تعداد آثار او را یکصد و سی جلد نام برده است. اما برابر فهرست تهیه شده از سوی ادیب و شاعر معاصر آقای مصطفی فیضی تعداد کتاب ها و رساله‌های فیض قریب به یکصد و چهل مجلد بالغ می‌گردد.
که اکثر آن ها به زیور طبع آراسته شده است در این جا به چند تألیف مهم فیض که در علوم مختلف نگاشته شده اشاره می‌کنیم:
تفسیر صافی: از کتب معتبر در تفسیر قرآن است. فیض این تفسیر را با مطالعه اکثر تفاسیر قرآن (از سنی و شیعه) نوشته و در ضمن بیان آیات، روایات معتبر و مستند شیعه را گردآورده است.
تفسیر اصفی: این تفسیر تلخیص صافی است که در سال ۱۰۷۷ هجری قمری نوشته شده است.
تفسیر مصفی: برگزیده مطالب تفسیری «تفسیر اصفی» می‌باشد.
الوافی: محدث کاشانی برای نوشتن کتاب وافی چهار کتاب معتبر حدیث شیعه (کافی، تهذیب، استبصار، من لایحضره الفقیه) را تنقیح و با حذف احادیث مکرر، آن را یک جا در اجزای متعدد جمع کرده و پس از آن فرزندش علم الهدی با نوشتن و افزودن یک جزء که شامل معرفی رجال حدیث، کشف رموز و… بوده آن را تکمیل کرده است. هم اکنون کتاب «الوافی» در مجلدات متعدد چاپ گردیده است.
الشافی: منتخبی از احادیث «الوافی» است.
النوادر: مجموعه احادیث نقل نشده در کتب معتبر را گردآورده است.
المحجه البیضاء: فیض در سال ۱۰۴۶ هجری قمری کتاب احیاء العلوم غزالی را تنقیح و تصحیح کرد و با استفاده از احادیث و روایات معتبر شیعه آن را شرح و تکمیل نمود. سپس در سال ۱۰۹۰ هجری قمری المحجه را تلخیص و به نام «الحقایق» ارائه کرد.
مفاتیح الشرایع: از کتب روایی فقهی و استدلالی فیض است که در سال ۱۰۴۲ هجری قمری نگاشته شده این کتاب دربردارنده همه ابواب فقه است. فیض با عنایت شدید به کتاب و سنت معصومین علیهم السلام و گریز از به کارگیری دلایل عقلی و اجتهاد به رأی، راه نوی فرا روی پژوهشگران در علم فقه قرار داده است. این کتاب از آغاز تألیف مورد توجه مجتهدان و محدثان بوده و تاکنون چهارده شرح و چندین حاشیه بر آن کتاب نگاشته شده که از جمله آن ها شرح آقا محمدباقر بهبهانی (بزرگ مجتهد قرن دوازدهم) شایان ذکر است.
از کتب کلامی و عرفانی حکیم و عارف کاشانی کتاب «اصول المعارف» در چند جلد، «اصول العقائد»، رساله‌های «علم الیقین»، «الحق الیقین»، «عین الیقین»، «الحق المبین» و «الجبر والاختیار» و… می‌باشند.
در موضوع اخلاق و ادب کتاب و رساله‌های متعددی به زبان فارسی و عربی نگاشته است. از آن ها «ضیاء القلب»، «الفت نامه» و «زاد السالک»، «شرح الصدر»، «راه صواب»، «گلزار قدس»، «آب زلال»، «دهر آشوب»، «شوق الجمال»، «شوق المهدی»، «شوق العشق» و دیوان قصائد، غزلیات و مثنویات می‌باشند.

روحیات فیض (ره)

از مطالعه و سیر در کتاب ها و رساله‌های اخلاقی، عرفانی و شرح حال هایی که به قلم خود فیض یا شاگردان و دیگر علما نوشته‌اند این گونه دریافت می‌شود که فیض به دلیل کثرت تألیفات و تصنیفات و تنوع آن ها عالم و دانشمندی پرکار و جامع در علوم و فنون بوده و سال های متمادی به امر تعلیم و تعلم و افاضه اشتغال داشته است.
او دارای منشی عالی و نظراتی بلند و از عناوین و القاب گریزان بوده و از به دست آوردن شهرت و قدرت با وجود امکانات خودداری می‌کرده است. وی گوشه‌گیری و انزوا را برای کسب علم باطنی و دانش و تفکر مفید، بر همه چیز ترجیح داده است.
از رفتن به مهمانی و مجالست با اصحاب و انصار دیوان (حکومت) فاصله می‌گرفته و در جستجوی اهل کمال و کاوش های علمی مسافرت های زیاد کرده است.
فیض در بیان آراء و نظریات خود صریح بوده و از ریاء و تظاهر و تملق پرهیز می‌کرده و نارضایتی خود را از هرگونه بی‌بندباری، تظاهرات صوفیانه، تقدس خشک، عالم نماهای دنیاپرست ابراز می‌نموده است.
در راه اعتلای کلمه حق و عقاید راستین شیعه هیچ ترسی و هراسی به خود راه نداده و آرزوی او این بوده است که مسلمانان همه سرزمین ها بدور از تفرقه و پراکندگی همزیستی داشته باشند. این حکیم فرزانه خود را مقلد حدیث و قرآن و تابع اهل بیت علیهم السلام معرفی کرده و می‌گوید: من هر چه خوانده‌ام از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم.
در سرودن اشعار مختلف به زبان فارسی و عربی توانا و این فن را فرع بر علوم و دانستنی‌های دیگر خود شمرده و به تبعیت از اساتید خود ملاصدرا، میرداماد و شیخ بهایی که نیکو شعر می‌سرودند رباعیات، غزلیات، قصاید و مثنوی‌هایی دارد که در چند کتاب و رساله گردآوری شده است.

آراء و اندیشه‌های فیض کاشانی (ره)

در لابه‌لای نوشته‌ها و گفته‌های فیض نظرات و آراء ویژه‌ای در مسائل فقهی، فلسفی و کلامی به چشم می‌خورد که گویای شخصیت واقعی اوست و نیز از این آثار به سیر تطور افکار و اندیشه‌های او و زمانش پی می‌بریم.
ایشان در تمامی ابواب فقه چنان چه از کتاب فقهی روایی او مفاتیح الشرایع استفاده می‌شود نظراتی خاص دارد.
یکی از فتاوا و نظریات مهم فیض که در موضوع غنا شهرت دارد بدین شرح است: «فیض به استناد روایاتی معتبر غنا (آواز خوانی) را در مجالس عروسی جایز و همچنین در رساله «مشواق» خود غنا و خواندن اشعار دینی و اخلاقی را به صورت خوش برای ترویج روح مؤمنان جایز دانسته است. اما در همه آثار او با بیانی روشن مردم را از هر گونه استفاده باطل از غنا و لهو و لعب برحذر داشته و گفته است: در عصر حکومت اسلامی اموی و عباسیان که با ائمه اطهار علیهم السلام هم عصر بوده‌اند غنا به گونه مبتذل در درباریان رواج داشت به طوری که زنان مغنیه در مجالس خلفا و وزرا در میان رجال به لهو و لعب مشغول بودند و بدون شک این نوع غنا نمی‌توانسته است مورد قبول پیشوایان بر حق امامیه باشد».

حتما بخوانید: علامه قطب راوندی

وفات علامه فیض کاشانی (ره)

ملا محسن فیض در ۱۰۹۱هجری قمری در ۸۴ سالگی در کاشان بدرود حیات گفت و در قبرستانی که در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف نموده بود، به خاک سپرده شد. بر طبق وصیت ایشان، بر روی قبر وی سقف و سایبان ساخته نشده است ولی اهالی مسلمان آن دیار، هر صبح جمعه به «قبرستان فیض» رفته، با قرائت فاتحه و توسل به او، از روح ملکوتی‌اش استمداد می‌کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *