سوءظن

یکی از مفاسد اخلاقی در بین مردم سوءظن است. سوءظن که همان گمان بد بردن و در واقع دید منفی نسبت به اطرافیان می باشد، یک مفسده فردی، خانوادگی و اجتماعی است که در تمام حیطه های زندگی انسان تاثیر می گذارد. سوءظن عواقب بسیار بدی در زندگی و جامعه خواهد داشت که گاها پیامدهای جبران ناپذیری خواهد داشت.

معنا و مفهوم سوءظن

سوءظن از ترکیب دو واژه “سوء” و ” ظن” تشکیل شده است. ظن به معنای احتمال است و اگر از نشانه قوی گرفته شود به علم منتهی می شود و اگر از نشانه ی ضعیف گرفته شود در حد توهم باقی می ماند.[۱]“سوء” به معنای هر چیز ناپسند و مکروه و ناراحت کننده است. سوءظن در واقع به معنای، تفسیر نادرست و اشتباه از افعال و اقوال دیگران است و در مورد هر چیزی رای و نظر فاسدی دارد.[۲] دایره سوءظن بسیار وسیع است و در تمام مسائل عبادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تاثیر می گذارد.

انواع سوءظن

انسان بد بین نسبت به همه بدگمان است و افکار منفی در ذهنش خطور می کند. شخص بدبین گاهی ممکن است حتی به خداوند هم بدبینی و سوء ظن داشته باشد.

  • سوء ظن به دیگران

زمانی که فکر انسان دچار بیماری سوءظن شود همه حالات و افعال دیگران را زیرذره بین خود قرار می دهد و با خباثت در مورد آن ها می اندیشد. این سوءظن که ممکن است ناشی از عوامل مختلف در فرد شکل گرفته باشد اگر به درستی درمان نشود عواقب بسیاری خواهد داشت. سوءظن در تمام مسائل سیاسی، اجتماعی، عبادی، خانوادگی و …شکل می گیرد که عوارض هر یک با دیگری متفاوت خواهد بود. از آن جمله سوءظن در محیط خانواده است زمانی که زن و شوهر به یکدیگر سوءظن داشته باشند دیگر آن زندگی تضمینی برای او دوام نخواهد داشت و فرو می پاشد و یا شک والدین نسبت به فرزندان که مسئله تربیت و آرامش فضای خانه در کشمکش اثرات ناشی از بدبینی از بین خواهد رفت. پیامبر اکرم( ص) می فرمایند:” إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى حَرَّمَ مِنَ الْمُسْلِمِ دَمَهُ وَ مَالَهُ وَ أَنْ یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْءِ.”[۳] خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را محترم شمرده و سوءظن به مسلمان را تحریم فرموده است.

  • سوءظن به خدا

انسان بدبین حتی در مورد خداوند هم سوءظن پیدا می کند. سوءظن به خداوند به این معنا است که به هنگام بروز مشکلات نسبت به وعده‌هاى الهى متزلزل شود، و هنگام پیش آمدن امتحانات دشوار در مسائل مالى و غیر آن، وعده‌هاى خداوند را فراموش کرده رو به گناه آورد.[۴] حضرت امام رضا(ع) در مورد گمان بردن به خداوند می فرمایند:” أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُول: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِی بِی إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَإِنْ شَرّاً فَشَرّاً” گمانت را به خدا نیکو گردان چرا که خداوند می فرماید: من نزد گمان بنده ام هستم اگر او به من خوش بین باشد من با او به خوبی معامله می کنم و بالعکس اگر نسبت به من بدبین باشد من هم مطابق همان نیت با او معامله می کنم.[۵]سوءظن داشتن به خداوند به گفته خداوند سبب هلاکت و نابودی می شود.” وَذَلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّکُمْ أَرْدَاکُمْ”[۶] این گمان شما که به خدای خود بردید شما را هلاک کرد.

حتما بخوانید: آموزش قرآن کریم

سوءظن در قرآن

در قرآن کریم در مورد سوءظن و نهی از آن، آیات متعددی وارد شده است. برخی از صفات مشرکین و به خصوص منافقین سوءظن داشتن و گمانه زنی های نادرست در مورد خداوند بوده است که خداوند در چندین آیه به این خصلت آن ها اشاره کرده است. مانند آیه:” وَ یُعَذِّبَ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللّٰهِ ظَنَّ السَّوْءِ …”[۷] و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى‌برند مجازات کند. یا آیه” … وَ طٰائِفَهٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّهِ…”[۸] اما گروه دیگرى در فکر جان خویش بودند، آنها گمان هاى نادرستى هم چون گمانهاى دوران جاهلیت – دربارۀ خدا داشتند. در این آیه ظن به خداوند به ظن دوران جاهلیت تشبیه شده است که وجه اشتراک این ظن ها جهالت است، چرا که در آن دوران مردم از روی جهل و نادانی جهل داشتند ولی در دوره که زمان جنگ احد است هم افرادی که ایمان ثابت و متقنی نسبت به خداوند ندارد دچار شک و تردید شده اند و این ناشی از جهلشان است.

در این آیات نشان می دهد که بها دادن به اوهام و افکار نادرست خسران و پشیمانی به بار می آورد و نتایج بدی به دنبال دارد. همچنان که در این آیه می فرماید:” وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوء وَ کُنْتُمْ قَوْما بُورا”[۹]؛ و گمان بد بردید و گروهی هلاکت زده شدید.

سوء ظن در روایات

روایات فروانی در باب سوءظن ائمه اطهار بیان فرموده اند که در آن ها از بدگمانی برحذر داشته اند و از عواقب سوء آن آورده اند و در مقابل از حسن ظن و فضائل آن بیان نموده اند. امام علی( ع) در مورد گمانه زنی می فرمایند:” لاتَظُنَّن بِکَلِمَهٍ خَرَجَت مِن اَحَدٍ سُوءاً وَ انتَ تَجِدُ لَها فی الخَیرِ مُحتَمِلاً “[۱۰] هرگاه سخنی از برادرت سر زد و تو می توانی برای آن محمل خوبی بیابی، به آن گمان بد مبر.

نبی مکرم اسلام سوءظن را دروغ بر می شمرد و می فرمایند:” إِیَّاکُمْ وَ الظَّنَّ فَإِنَّ الظَّنَّ أَکْذَبُ الْکَذِبِ الْخَبَرَ”[۱۱] از گمان بپرهیز که گمان دروغ ترین دروغ است.

امیر المومنین علی (ع) در نهی از سوءظن می فرمایند:” اَطرَحُوا سوءَ الظَّنِّ بَینَکُم، فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ نَهی عَن ذالِکَ “[۱۲]سوءظن و بدبینی نسبت به یکدیگر را دور افکنید، زیرا خدای عزّوجل از این امر نهی فرموده است.

امام علی(ع) بدگمانی را باعث فساد عبادت می داند ” ایاک ان تسیىء الظن فان سوءالظن یفسد العباده و یعظم الوزر”[۱۳] از سوءظن بپرهیز چرا که سوءظن عبادت را فاسد، و پشت انسان را از بار گناه سنگین مى‌کند.

و در حدیثی دیگر ایشان می فرمایند کسی که سوءظن دارد اصلا ایمان ندارد.[۱۴]

حکم سوءظن

سوءظن در مرتبه اول که در ذهن انسان شکل می گیرد که همان خطور ذهنی است گناهی بر آن مترتب نیست و انسان باید در این مرحله جلوی آن را بگیرد ولی اگر آن را پرو بال دهد و از مرحله ذهن عبور کند در عمل انسان اثر می گذارد و انسان طبق آن ظن و گمان عمل می کند این جاست که گناه و خسران برای او به بار می آورد. در آیه قرآن خداوند می فرماید:” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ”[۱۵] اى گروه مؤمنین، اجتناب کنید از بسیارى از بدگمانی ها، به درستى که بعضى از گمان ها گناه است. در این آیه خداوند گمان های بدی که به ذهن انسان می رسد را بسیار بر شمرده و به مؤمنان فرموده تا ازاین گمان ها دوری کنند چرا که برخی از این ظن ها به مرحله گناه می رسد. پس از سوء ظن باید دوری کرد تا دچار گناه و حرام نشد. رسول خدا (ص) نیز در مورد حرمت سوءظن به مسلمان دیگر می فرماید:” إنَّ اللّهَ حَرَّمَ مِنَ المُسْلِمِ دَمَهُ وَ مالَهُ وَ عِرْضَهُ وَأَنْ یَظُنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْءِ”[۱۶] خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را محترم شمرده و سوءظن به مسلمان را تحریم فرموده است.

البته علمای علم اخلاق می فرمایند:”بر هر مومنی لازم است که خود را در معرض تهمت قرار ندهد تا بندگان خدا به او گمان بد نبردند و به معصیت بیفتند و این شخص هم در معصیت او شریک باشد زیرا هر که سبب معصیت دیگری شود در گناه او شریک می شود.”[۱۷]

حکایت: داستان جنید بغدادى و مسکین

جنید مى‌گوید: وارد مسجدى شدم، فردى را دیدم که به مردم مى‌گفت: اگر امکان حل مشکل من براى شما فراهم است مشکلم را حل کنید. در دلم گذشت که این بدبخت مفت خور و سربار مردم چهارچوب بدنش سالم است چرا از پی کاری نمى‌رود؟ فرداى آن روز کنار دجله آمدم، دیدم آن مرد سائل خرده سبزى‌هایى که مردم بالاتر از آن محل به آب مى‌دهند از آب مى‌گیرد و مى‌خورد. تا چشمش به من افتاد گفت: دیروز بدون دلیل و علت در باطنت از من غیبت کردى و مرا هدف سوء ظن قرار دادى، به خاطر این که باطنت را آلوده نمودى و خود را از رحمت خدا محروم کردى توبه کن، من گرچه چهارچوب بدنم سالم است ولى او خواسته که در چهارچوب تنگ مادى گرفتار باشم و این مطلب ربطى به تو ندارد که نسبت به آن قضاوت بى جا کنى من در عین تنگدستى و تهیدستى از پروردگارم راضى و خشنودم و کم‌ترین گله و شکایتى از او ندارم![۱۸]

عوامل و انگیزه های سوءظن

عوامل مختلفی ممکن است باعث بروز بدبینی در انسان شود و یا حتی باعث تشدید آن شود. از جمله:

  • ضعف ایمان و آلودگی باطن: انسانی که باطن آلوده داشته باشد دیگران را هم مانند خود ناپاک می داند.
  • محیط اجتماعی و خانوادگی ناسالم: زمانی که فرد در محیط رشد یافته باشد که ارزش های اخلاقی در آن رعایت نمی شود و با صفات زشت انس گرفته باشد دیگر نمی تواند خوبی و درستی را پذیرا باشد و افکار او دائما در بدی ها و انحرافات سیر می کند.
  • تکبر و حسادت، باعث می شود تا فرد خوبی دیگران را نبیند و فقط گمان کند دیگران کار اشتباه انجام می دهند.
  • عقده حقارت: زمانی که انسان خود را کمتر از دیگران ببیند و اعتماد به نفس نداشته باشد در ظن و گمان خود دیگران را هم مانند خود می بیند و از این بابت خوشنود هم می شود.

پیامدهای سوءظن

سوءظن یک مفسده اخلاقی، اجتماعی، عبادی و همه جانبه است از طریق مخاطرات فکری انسان را در معرض خطر قرار می دهد و عواقب بسیاری به دنبال خواهد داشت.

  1. بارزترین نتیجه سوءظن از بین رفتن ایمان است. امام علی (ع) می فرمایند:” لا إیمان مع سوء ظن‏”[۱۹]در سوءظن ایمانی نیست.
  1. یکی از پیامدهای بدگمانی، بی اعتمادی است. انسان بدبین نسبت به دیگران اعتماد ندارد و نداشتن حس اعتماد در زندگی و در اجتماع عوارض بسیار سنگینی را به وجود می آورد.
  2. از بین رفتن همکاری و تعاون، دیگر فعالیت جمعی که نیاز به مشارکت و همدلی دارد، در سایه بدگمانی از بین می روند.
  3. انسان بدبین در پی سوءظنی که دارد گرفتار گناهان دیگری نیز می شود همچون؛ تهمت، تجسس در امور دیگران،غیبت، دشمنی و…
  4. از بین رفتن آرامش خود فرد شکاک و افراد محیطش
  5. از دست دادن دوستان و نزدیکان و ترد شدن از سوی دیگران. امام علی (ع) می فرمایند:”من غَلَبَ علیه سوء الظنّ لم یتْرک بینَه و بین خَلیلٍ صلحاً”[۲۰]بر هر کسی بدگمانی غلبه کند هرگونه صلح و صفا میان او و دوستانش از بین می رود.
  6. بازماندن از فعالیت چرا که ذهن فرد بدبین مشغول دیگران و تحلیل امورات و سخنان آن ها است.
  7. مبتلا شدن به بیمارهای جسمی، زمانی که ذهن انسان بیمار شود عوارض بدی بر روی جسمی انسان به چای می گذارد.

راه های درمان سوءظن

همان گونه که برای درمان هر مفسده اخلاقی راه حل هایی برای درمان وجود دارد برای پیشگیری و درمان سوءظن نیز راه کارهایی وجود دارد. از قبیل:

  • تقویت ایمان و توجه و تامل در آیات و روایاتی که در مذمت سوءظن وارد شده است و در مقابل توجه به صفت حسن ظن نسبت به دیگران و خداوند. امام صادق (ع) در مورد اصل حسن ظن می فرماید:” حُسْنُ الظَّنِّ أَصْلُهُ مِنْ حُسْنِ إِیمَانِ الْمَرْءِ وَ سَلَامَهِ صَدْرِهِ”[۲۱] حسن ظن اصلش از ایمان انسان و سلامت دورنش است.
  • بی اعتنایی به شک و ظن های بدی که در ذهن نسبت به دیگری به وجود می آید.
  • توجه به خصلت های خوب طرف مقابل و پر رنگ کردن آن ها، افزایش احترام و محبت و دعا کردن در حق او.
  • زمانی که فردی خطایی را مرتکب شود بهتر است در خلوت او را نصیحت نمود، نه این که به دنبال بدگمانی و غیبت از او بود.
  • برداشت مثبت از اعمال و رفتار دیگران به جای زدن عینک بدبینی با خوش بینی برخورد کردن.
  • اگر هم فکر بد و مزاحم به سراغ انسان آمد سعی شود به جنبه عملی تبدیل نشود یعنی در رفتار و اعمال و سخن ما تاثیر نگذارد و باعث گناهانی همچون تهمت و غیبت و افترا نشود.

[۱]مفردات الفاظ قرظان،ج۲فص۵۳۲

[۲] اخلاق در قرآن،ج۳،ص۳۳۵

[۳] بحارالانوار،ج۷۲،ص۲۰۱

[۴] اخلاق در قرآن،ج۳،ص۳۳۴

[۵] وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۲۹

[۶] فصلت/ ۲۳

[۷] فتح/۶

[۸] آل عمران/۱۵۴

[۹] فتح/۱۲

[۱۰] بحارالانوار،ج۷۲،ص۱۹۸

[۱۱] همان

[۱۲] مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۴۴

[۱۳] غررالحکم، جلد ۲، صفحه ۳۰۸

[۱۴] ” لا إیمان مع سوء ظن‏” غرر الحکم،ص۷۷۰

[۱۵] حجرات/۱۲

[۱۶] بحارالانوار،ج۷۲،ص۲۰۱

[۱۷] معراج السعاده،ص ۲۳۵

[۱۸] عبرت آموز،ص۱۷۳-۱۷۴

[۱۹] غرر الحکم،ص۷۷۰

[۲۰] همان،ص ۲۲۸

[۲۱] بحارالانوار،ج۷۲،ص۱۹۶