نفاق

نفاق یکی از صفات درونی انسان است که برای به سعادت رسیدن انسان مانع بزرگی است. نفاق در درون بسیاری از آدم‌ها وجود دارد بی‌آنکه فرد از وجود آن باخبر باشد. به‌بیان‌دیگر نفاق، شایع‌تر و همه‌گیرتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. این مقاله را تا آخر مطالعه کنید تا به خوبی با نفاق آشنا شوید.

نفاق چیست؟

در این بخش، نفاق را از دو نظر لغوی و اصطلاحی بررسی می‌کنیم.

سخنرانی درباره نفاق(حجه الاسلام پناهیان)

معنای لغوی

نفاق از ماده ( ن ف ق ) مشتق شده است. «نَفَقَ» در زبان عربی معانی متعددی دارد از جمله:

  1. به مصرف رسیدن و تمام شدن: در جمله « نفق الشی – آن چیز تمام شد و به مصرف رسید »
  2. رواج یافتن: در جمله « نفق البیع – فروش رواج یافت و خوب شد »
  3. پوست انداختن: در جمله « نفق الجرح – زخم پوست انداخت »
  4. از سوراخ بیرون آمدن:  در جمله « نفق الیربوع – موش از سوراخ خود بیرون آمد »

نفاق، مصدر برای باب مفاعله است که در این جا ضد معنای ثلاثی مجرد به خود گرفته است به این صورت که کسی که خود را درون پوستش پنهان می‌کند و یا خودش را در سوراخ موشی قایم می‌کند از لحاظ لغوی می‌توانیم بگوییم نفاق دارد.
معنای اصطلاحی نفاق

معنای اصطلاحی نفاق یعنی پنهان کردن چیزی در دل و تظاهر کردن بر خلاف آن در عمل و در ظاهر. پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند :مَن خالَفَتْ سَریرَتَهُ علانِیَتُهُ فَهُوَ مُنافقٌ.کسی که باطنش با ظاهرش متفاوت باشد منافق است. سفینه، ج ٢، ص ۶٠۶

دوره کاربردی ترک گناه

اقسام نفاق

نفاق در اعتقادات

بدترین نوع نفاق، نفاق در اعتقادات می‌باشد. یعنی فرد هیچ اعتقادی به خدا و دین ندارد اما بنا بر مصالحی تظاهر به مسلمان بودن و داشتن اعتقاد می‌کند. تعداد این گروه از منافقین در صدر اسلام بسیار زیاد بود و اغلب آیات قرآن که در رابطه با نفاق نازل شد، مربوط به این نوع از نفاق بود.

نفاق در مسائل اخلاقی

اساتید اخلاق در تعریف اخلاق می‌گویند: مجموعه صفات راسخ و پایدار در روح انسان که موجب می‌شود رفتارهایی متناسب با آن صفات بدون تفکر و تصمیم قبلی از انسان سر بزند. حال اگر کسی خلاف این ملاکات نفسانی به جهت کسب منافعی، رفتاری غیرمتناسب با آن صفات از خود بروز دهد، در این صورت دارای نفاق اخلاقی است.

البته باید توجه داشت که فرد برای تظاهر به داشتن صفات اخلاقی پسندیده باید قصد سوء مانند ریا داشته باشد تا منافق باشد و اگر قصد او از این کار سوء نبود، آن فرد منافق نیست. به‌عنوان‌مثال یکی از راه‌های از بین رفتن صفات زشت، تظاهر به داشتن صفات ضد آنهاست. مثلاً کسی که بخیل است، اگر مدتی تظاهر به داشتن صفت بخشندگی کند و به دیگران ببخشد، صفت بخل او درمان می‌شود.

نفاق در اعمال

شاید بتوان این نوع از نفاق را شایع‌ترین نفاق در زمان و جامعه ما دانست. نفاق در اعمال باعث می‌شود فرد رفتارش در جمع و بین دیگران متفاوت با رفتارش در خلوتش باشد. هر کس در معرض دید دیگران اعمال و رفتارش فرق کند با زمانی که تنهاست، منافق است

نفاق

منشأ نفاق

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به منشأ نفاق اشاره شده است و ایشان منشأ نفاق را منحصر به دو علت «حب مال» و «حب مقام» فرموده است. حُبُّ المالِ والشَّرَفِ یَنْبُتانِ النِّفاقَ فِی القَلْبِ ( حب مال و ثروت و حب جاه و مقام، نفاق را در قلب انسان می رویاند. جامع السعادات، ج۲، ص۳۶۱ )

در زیر به بررسی اجمالی به این دو علت پیدایش نفاق در انسان، می پردازیم.

حب مال

حب مال سرچشمه‌ی بسیاری از رذیلت‌ها و شقاوت‌ها در وجود انسان است. یکی از همین رذیلت‌ها، صفت نفاق است. هنگامی‌که انسان علاقه شدید به مال و ثروت داشت. اگر نیاز شد برای کسب مال، شخصیت دیگری با مشخصات و خصوصیات متفاوت ازآنچه که هست داشته باشد، برای به‌دست آوردنش نقش بازی می‌کند و خود را فردی متفاوت از آنچه که هست معرفی می‌کند و اینجاست که صفت نفاق به وجود می‌آید.

حب مقام

عامل دومی که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله و سلم برای  شکل  گیری نفاق در قلب انسان فرمودند، حب جاه و مقام و به‌طور کلی حب به برتری بر دیگران است. اگر تاریخ صدر اسلام را به خوبی مطالعه کرده باشید، در ابتدای دعوت پیامبر به اسلام درحالی‌که پیروان کمی داشت و دشمنان زیادی، اما تعدادی از مشرکان، آینده‌ی روشن اسلام را پیش‌بینی کرده بودند و می‌دیدند که اسلام در آینده نزدیک، قدرت را در شبه‌جزیره به‌دست خواهد گرفت بنابراین در همان ابتدای راه پیامبر، تظاهر به مسلمانی کردند و تا توانستند به پیامبر نزدیک شدند تا بعدها سهمی در قدرت داشته باشند. آنها درحالی‌که حقیقتاً ایمان نیاورده بودند، اظهار اسلام می‌کردند و این‌چنین حب قدرت باعث شده بود آنها راه نفاق را در پیش گیرند

آثار نفاق

نفاق آثار سوء بیشماری دارد که در زیر به شایع ترین آنها اشاره می کنیم.

  1. سلب رحمت پروردگار: امام علی علیه السلام فرمودند: اِیّاکَ وَالنِّفاقَ فَاِنّ ذالوَجهَینِ لایکونُ وَجیهاً عِندَ اللهِ . از نفاق بپرهیز  زیرا منافق و کسی که دو چهره دارد نز خدا قرب و منزلتی ندارد.
  2. عذاب در روز قیامت: خداوند متعال در قرآن کریم بارها و بارها به مذمت منافقین پرداخته و به آن ها وعده عذاب می دهد. وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ (۸) یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ (۹) فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ (۱۰). و گروهی از مردم [که اهل نفاق اند] می گویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که آنان مؤمن نیستند. [به گمان باطلشان] می خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند، ولی [این حقیقت را] درک نمی کنند. در دلِ آنان بیماریِ [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماری آنان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ می گفتند، عذابی دردناک است.
  3. از بین رفتن آبرو و احترام: مردم به افرادی که دو چهره دارند احترام نمی گذارند و برای آنها شأن و منزلتی هم قائل نیستند. پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: ذُوالوَجهَینِ لاِیکونُ وَجیهاً. انسان دو چهره شأن و منزلتی ندارد. دُرج‌گهر، ص ٧٣

نشانه های آن

  1. منافق اهل غیبت است: امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: بِئسَ العبدُ عَبدٌ یکون ذاوَجهَینِ وَ ذالِسانَینِ، یُطری أَخاهُ شاهِداً وَیَأکُلُهُ غائِباً. انسان دورو و دو زبان چه بد بنده ایست، در حضور برادرش از او تعریف می کند و در غیابش او را می خورد( یعنی غیبت او را می کند). تحف‌العقول، ص ۵١٨
  2. تنبلی برای اجرای احکام اسلام بخصوص نماز: خداوند متعال یکی از ویژگی های منافق در سوره نساء را تنبلی برای نماز عنوان می کند. وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاهِ قَامُوا کُسَالَی. و زمانی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند. سوره نساء آیه ۱۴۲
  3. منافق ریاکار است: یکی دیگر از ویژگی های منافقین که در سوره نساء و در کنار ویژگی تنبلی برای نماز ذکر می شود، ریاکاری است. إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاهِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا. منافقان همواره با خدا نیرنگ می کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی آورند. سوره نساء آیه ۱۴۲
  4. اهل ذکر نیستند: ویژگی سومی که در آیه ۱۴۲ سوره نساء به آن اشاره شده است و شما در بالا مشاهده می کنید عدم اهل ذکر بودن منافقین است.
  5. تکبر  و خود بزرگ بینی: خداوند متعال در قرآن کریم یکی از ویژگی های منافق را تکبر و خود بزرگ بینی عنوان می کند. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَکْبِرُونَ. و چون به آنان گویند: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد [از روی کبر و غرور] سرهای خود را بر می گردانند، و آنان را می بینی که متکبرانه [از حق،] روی می گردانند. سوره منافقون آیه۵

راه های درمان نفاق

راه‌هایی که در این قسمت برای درمان نفاق معرفی می‌شود تنها می‌تواند دو قسم از اقسام نفاق را درمان کند و نفاق اعتقادی درمان شدنی نیست مگر اینکه آن فرد ایمان بیاورد که در این صورت دیگر نفاقی هم ندارد. برای درمان نفاق اخلاقی و عملی راه‌هایی را ذکر کرده اند، ازجمله:

  1. بلند صلوات فرستادن: امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم می فرماید: ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ بِالصَّلَاهِ عَلَیَّ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ. در هنگام صلوات فرستادن صدایتان را بلند کنید چراکه صلوات با صدای بلند نفاق را از بین می برد. اصول کافی ج۴ ص۳۵۳
  2. یاد مرگ: همان‌گونه که در ابتدای همین مقاله ذکر شد، آقا رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم عامل ایجاد نفاق را حب مال و حب مقام می‌فرماید. بنابراین یاد مرگ که از بین برنده ای قوی برای محبت دنیا و محبت به جاه و مقام است می‌تواند از بین برنده‌ی نفاق نیز باشد.
  3. طلب کمک و استعانت از خدا: استعانت از خداوند متعال به‌عنوان قادر مطلق می‌تواند بسیار راه گشا باشد. انسان نه تنها در مسئله درمان نفاق، بلکه در هر مشکلی از مشکلات دنیا و آخرت باید ابتدا توجهش به سمت رحمت بی‌انتهای خداوند باشد چراکه همه کارها به اذن و اراده‌ی او انجام می‌شود.
نفاق

نفاق در اسلام

شاید بشود نفاق را نزد دین اسلام منفورترین خصوصیتی دانست که هر فرد می‌تواند داشته باشد. چراکه علاوه بر آثار فردی که دارد می‌تواند یک جامعه و تاریخ را به تباهی بکشد. در این بخش به تعداد مختصری از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی در این رابطه می‌پردازیم.

نفاق در آیات قرآن کریم

آیات بسیاری در مورد نفاق در قرآن کریم وجود دارد و امکان ذکر همه آنها در این مقاله مختصر نیست و فقط به آیات ابتدائی سوره منافقون اشاره می‌کنیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ ﴿۱﴾

چون منافقان نزد تو آیند، می گویند: گواهی می دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی. و خدا می داند که تو بی تردید فرستاده اویی، و خدا گواهی می دهد که یقیناً منافقان دروغگویند.

اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّهً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۲﴾

سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشته اند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام می دهند.

ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ (۳)

این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دل هایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علّت [حقایق را] نمی فهمند.

وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَهٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ﴿۴﴾

چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیّت کلام] به سخنانشان گوش فرا می دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می شوند.

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَکْبِرُونَ ﴿۵﴾

و چون به آنان گویند: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد [از روی کبر و غرور] سرهای خود را بر می گردانند، و آنان را می بینی که متکبرانه [از حق،] روی می گردانند.

سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿۶﴾

برای آنان یکسان است چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی، خدا هرگز آنان را نمی آمرزد. مسلماً خدا مردم فاسق را هدایت نمی کند.

هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَفْقَهُونَ ﴿۷﴾

فقط آنانند که می گویند: به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا [از پیرامون او] پراکنده شوند. در حالی که خزانه های آسمان ها و زمین در سیطره خداست، ولی منافقان نمی فهمند.

نفاق در روایات اهل بیت علیهم السلام

امام علی علیه‌السلام: شَرُّ الاَخلاقِ اَلکِذبُ والنفاقُ. بدترین اخلاق ها، دروغ و نفاق است. فهرست غرر، ص ٣۴۴

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم: مَن کانَ لَهُ وجهانِ فی‌الدُّنیا کانَ لَهُ یَومَ القیامَهِ لِسانانِ مِن نارٍ. هر کس در دنیا دو چهره داشته باشد در آخرت نیز دو زبان آتشین خواهد داشت. خصال، ج ١، ص ٢٠

امام علی علیه السلام: نِفاقُ المَرءِ مِن ذُلٍّ یَجِدُهُ فی نَفسِه. نفاق و دورویی نشانه حقارتی است که فرد منافق در درون خود احساس می‌کند. فهرست غرر، ص ٣٩۵

امام علی علیه السلام: ما اَقبَحَ بِالانسانِ أَنْ یکونَ ذاوَجهَین. چقدر زشت است انسان دارای دو چهره باشد. فهرست غرر، ص ٣٩۵

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.