یکشنبه , ۲۹ مرداد ۱۳۹۶

آموزش مجازی دروس تخصصی حوزه در
«حوزه مجازی مهندس طلبه»

هم اکنون ثبت نام کنید

ابن شهرآشوب

ابوجعفر، محمد بن علی ابن شهرآشوب بن ابونصر بن ابوالجیش ساروی مازندرانی ملقب به رشیدالّدین و عزالدّین و مشهور به اِبنِ شَهْرْآشوب مفسر، محدث، ادیب و فقیه بزرگ شیعه است.

تنها یک‌جا کنیه‌اش «ابوعبدالله» آمده و از آن‌جا وارد منابع اخیر شده‌است.

ابن شهرآشوب

تولد و کودکی جناب علی ابن شهرآشوب (ره)

از نسبت «سَرَوی» که به وی، پدر و جدش داده‌اند، برمی‌آید که اصل این خاندان از ساری مازندران بوده‌است، ولی این‌که زادگاهش نیز در مازندران باشد، دقیقاً معلوم نیست.

این فقیه فرزانه در جمادی‌الثانی سال ۴۸۸ هجری قمری مصادف با خرداد یا تیر ۴۷۴ خورشیدی زاده شد.

وی از کودکی به دانش‌آموزی پرداخت، چنان‌که در هشت‌سالگی قرآن را از بر می‌دانسته‌است.

حتما بخوانید: وحید بهبهانی

دوران بزرگ ‌سالی واسفار علمی ابن شهرآشوب (ره)

دربارهٔ سفرهای علمی‌اش تنها به این نکته اشاره شده که در پی درگیری با فرماندار مازندران، آن‌جا را ترک کرده راه بغداد سپَرده‌است. ورودش به بغداد در ایام خلافت مقتفی بود. وی در این شهر به اندرز و مناظره پرداخت و نزد خلیفه ارجی یافت، ولی پس از مدتی اقامت در بغداد آن شهر را فروهشته به موصل و سپس به حلب رفت.

از بررسی مشایخ ابن شهرآشوب در مقدمهٔ مناقب وی برمی‌آید که پیش از ترک مازندران سفرهایی به خراسان کرده‌است: از شنید وی از فتال نیشابوری که در ۵۰۸ هجری قمری، می‌توان نتیجه گرفت که ابن شهرآشوب اندکی پیش از این تاریخ در نیشابور بوده‌است.

همچنین استماعش از شحامی و روایت مسند ابویعلی از او، با عنایت به این که شحامی روایت مسندها را از حدود سال ۵۱۳ هجری قمری در نیشابور آغاز کرده و تا هنگام وفات ادامه داده‌است، می‌توان دریافت که در این میان سفری دیگر به نیشابور کرده‌است.

روایت مستقیم الکشاف زمخشری و مجمع البیان تفرشی (تبرسی) می‌نماید که وی در سال‌های ۵۲۸ تا ۵۳۸ هجری قمری بین تألیف الکشاف و وفات زمخشری، ظاهراً در خوارزم باش دیدار کرده و نیز پس از سال ۵۳۶هجری قمری -سالی که تفرشی از تألیف مجمع البیان آسوده شد- در سبزوار با او دیدار کرده‌است.

ابن شهرآشوب پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیهٔ ایران و استفاده از محضر دانشمندان و استادان بزرگ و مسافرت‌های علمی در سرزمین‌های مختلف ایران (مازندران، مشهد مقدّس، نیشابور، سبزوار، ری، کاشان، اصفهان و همدان) در سال ۵۴۷ هجری قمری با کوله‌ باری از دانش و معنویت از شهر همدان به بغداد ره سپَرد. وی در بغداد که پایتخت عباسیان و مشهورترین مرکز علوم اسلامی آن روزگار بود و دانشمندان بسیاری درش زندگی می‌کردند اقامت گزید و به آموزش دادن دانش‌ها و فنون مختلف پرداخت و هم در آن رشته‌ها کتابها نوشت.

ابن شهرآشوب در همان سال‌های جوانی که در ایران و عراق تحصیل می‌کرد، آموزش هم می‌داد. «وی هر علمی از علوم اسلامی را که به حدّ کمال دارا بود، شروع به تدریس آن علم می‌کرد».

همچنین از شنیدش از ابوالحسن بیهقی و شوهانی برمی‌آید که در بیهق و مشهد نیز بوده‌است. ابن شهرآشوب سفرهایی نیز به مناطق مرکزی ایران کرده که به احتمال قوی در مسیر وی از مازندران به بغداد بوده‌است، زیرا استماعش از ابوالفتوح رازی، سید فضل‌الله راوندی، ابوشکر صفار و ابوالعلای همدانی و برخی دیگر از مشایخ مذکور در مقدمهٔ مناقب، نشان می‌دهد که ظاهراً و در مواردی مطمئناً به ری، کاشان، اصفهان و همدان سفر کرده و از قراین گوناگون از جمله این نکته که ابوالعلا تنها در سال ۵۴۶ هجری قمری تا ۵۴۸ در همدان بوده، می‌نماید که این دورهٔ سفر در حوالی ۵۴۷ هجری قمری بوده‌است.

ابن شهرآشوب گویا پیرامون همین سال‌ها پس از ترک همدان وارد بغداد شده و به هر حال ورودش به بغداد -چنان‌که گذشت- در دوران خلافت مقتفی بوده‌است.

شنید وی از ابوالوقت سجری نشان می‌دهد که تا سال‌های ۵۵۲–۵۵۳ هجری قمری در این شهر ساکن بوده و انگار تا زمان خلافت مستضی نیز در بغداد می‌زیسته‌است.

با این‌که در زمان ابن شهرآشوب دانشمندان و عالمان بزرگی وجود داشته‌اند که مورد احترام مردم و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند، در این میان ابن شهرآشوب امتیاز و برجستگی خاصّی داشت و مقام علمی و موفقیتش از دیگران نمایان‌تر بود. او به هر شهری از مملکت‌های اسلامی دارای حوزهٔ علمیه که می‌رفت، سرآمدشان می‌گشت و کار آموختن به دیگران و بحث و پرورش شاگردان را جدی و چشمگیرتر آغاز می‌کرد.

در دوران خلافت مستضی به خاطر کوششش در گسترش باورها و افکار حنبلی و اقتدار علمای حنبلی، بغداد دیگر جای خوبی نبود، در واقع نخست‌های دوران خلافت مستضیئ ابن شهرآشوب در بغداد بود و مستضیئی در تقویت افکار و گسترش باورها و اقتدار علمای حنبلی سعی و کوشش می‌کرد. رفته‌رفته فعالیت‌های چشم‌گیر ابن شهرآشوب از سوی مخالفان نادیده انگاشته می‌شد و او را تضعیف می‌کردند، از این رو بغداد دیگر مکان مناسبی برای ارایهٔ فعالیت ابن شهرآشوب نبود. وی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم‌پرور حله ترک کرد و به آن دیار مهاجرت ساخت. ابن شهرآشوب در سال ۵۶۷ هجری قمری برابر ۵۵۰ یا ۵۵۱ هجری شمسی  کرسی درسش را در حله رونق بخشید و شروع به آموختن و شاگردپروری کرد.هم‌چنین این گونه می‌نماید که در همین سفر و ابن بطریق ازش حدیث شنیده‌اند.

۲۴ سفرش به موصل گویاهنگام وزارت جلال‌الدین ابوالحسن علی بن محمد در سال ۵۷۱ هجری قمری صورت گرفته ‌است و احتمالاً با برگناری‌اش از وزارت در ۵۷۳ هجری قمری ، ابن شهرآشوب موصل را به آهنگ حلب (شهر ستارگان) -که از زمان حمدانیان پناهگاه شیعیان گشته‌بود- ترک کرد.

نویسندهٔ روضات الجنات می‌گوید: «علت انتقال ابن شهرآشوب از عراق به شهر حلب آن بود که شهرستان مزبور در آن روزگار مجمع رجال و بزرگان بوده و مردمِ آن‌جا هم عموماً با امامی‌مذهبان به خوبی رفتار می‌کرده اند و به مناسبت این‌که شهرستان حلب تحت نظر آل حمدان بود که امامی‌مذهب بوده‌اند … نسبت به علمای شیعه احترام می‌کردند.»

 

استادان ابن شهرآشوب (ره)

ابن شهرآشوب درس استادان بسیاری را درک کرده که از جملهٔ شان می‌توان به افارد ذیل اشاره کرد:

احمد غزالی

جارالله زمخشری

ابوعلی طبرسی

ابوالحسن بیهقی فرید خراسان

خطیب خوارزمی

قطب‌الدین راوندی نام برد

سماع روایت ابن شهرآشوب از ابوحامد غزالی،  برخلاف آنچه از ظاهر عبارت مناقب برمی‌آید، بعید به نظر می‌رسد، زیرا غزالی از ۵۰۰ هجری قمری کرسی آموزش دادن را رها کرد، و ابن شهرآشوب در این تاریخ تنها یازده سال داشته و نمی‌توانسته به سفر بپردازد.

به طور خلاصه افراد زیر را استادان شیخ ابن شهرآشوب داسنته‌اند:

شیخ شهرآشوب (نیای بزرگوارش).

شیخ علی (پدر دانشمندش).

واعظ نیشابوری معروف به «صاحب روضه الواعظین» و «فتّال نیشابوری».

شیخ ابوعلی فضل بن حسن تفرشی (طبرسی) مفسر بلندآوازهٔ شیعه و از عالمان و محدثان بزرگ قرن ششم هجری است که دارای تألیفات زیادی چون: تفسیر مجمع البیان و جوامع الجامع، اعلام الوری و … می‌باشد.

ابومنصور طبرسی، نویسنده کتاب ارزشمند «الاحتجاج». ابن شهرآشوب در کتاب رجالی خود «معالم العلماء» به بزرگی از او یاد کرده و دربارهٔ آثارش می‌نویسد: «استادم احمد بن ابوطالب طبرسی، کتابهای مختلفی دارد از جمله: الکافی در فقه و…»

قاضی سید ناصح‌الدین آمدی صاحب کتاب ارزندهٔ «غرر الحِکم و دِررُ الکلم».

ابوالفتوح رازی.

عبدالجلیل قزوینی رازی از دانشمندان بزرگ عصرش و از استادان بلندپایهٔ ابن شهرآشوب بود که دارای کتاب معروفی به نام «النقض» می‌باشد.

سید فضل‌الله راوندی.

قطب‌الدین راوندی .

ابوالحسن علی بن ابوالقاسم بیهقی، معروف به ابن فندق او مورخ سرشناسی سرزمین دانش‌پرور سبزوار و خراسان و یکی از دانایان بزرگ شیعه در سدهٔ ششم هجری است.

ابن شهرآشوب همچنین در محضر گروهی از علمای اهل سنت نیز تحصیل کرده‌است که سرشناس‌ترینانشان ایشان اند:

ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزی، گردآور کتاب «الخصائص العلویه علی سائر البریه».

جارالله زمخشری معتزلی ابن شهرآشوب در نزد او کتاب «تفسیر کشّاف» و «ربیع الابرار» و «الفایق فی غریب الحدیث» را -که همه از تألیفات خود زمخشری است- خوانده و ازاین استاد اجازهٔ نقل روایات آن کتاب‌ها را نیز گرفته‌است.

 

شهرآشوب (ره) در بیان عالمان و بزرگان

شیخ حر عاملی درباره ابن شهرآشوب می‌نویسد:

وی فردی عالم، فاضل، ثقه، محدث، عالم به رجال و روایات، ادیب، شاعر و جامع همه خوبی‌ها بود.

میرزا حسین نوری در توصیف وی می‌گوید:

فخر شیعه، تاج شریعت، افضل الاوائل و دریای متلاطم ژرفی که ساحل ندارد، احیاء کننده آثار مناقب و فضائل، رشید المله و الدین شمس الاسلام و المسلمین ابن شهرآشوب فقیه، محدث، مفسر، محقق و….

تفرشی می‌نویسد:

محمد بن علی ابن شهرآشوب، پیشوای طایفه شیعه و فقیه آنان، شاعری بلیغ و نویسنده بود.

صلاح الدین صفدی، یکی از عالمان اهل سنت می‌نویسد:

محمّد بن علی ابن شهرآشوب… یکی از سرشناسان شیعه است. او در هشت سالگی قرآن را حفظ کرده بود و در علم اصول شیعه به حد نهایی رسید. وی در علوم قرآنی و مشکلات حدیث و اخبار و لغت و نحو و موعظه در منبر ـ در زمانی که مقتفی خلیفه عباسی در بغداد بود از دیگران تقدم داشت.

 

شاگردان جناب ابن شهرآشوب مازندرانی (ره)

از شاگردان و راویان ابن شهرآشوب می‌توان

ابن ادریس حلی.

ابن بطریق حلی.

ابن ابوطی حلبی.

ابن زهرهٔ حلبی را نام برد.

در اثر برداشتی نادرست از عبارت علامهٔ حلی که از ابن شهرآشوب به «شیخنا» (شیخ ما) تعبیر کرده، علامهٔ حلی را از شاگردان وی دانسته‌است،اما با توجه به تولد علامهٔ حلی در سال ۶۴۸ هجری قمری این نشدنی است.

وی زمانی که در شهرهای بغداد، حله و موصل می‌زیست و در اواخر عمر که در شهر حلب بود، و در دیگر شهرهای اسلامی، شاگردان بسیاری تربیت کرد که ازاین میان به افراد زیر شاید سرشناس‌تر اند:

علامه سید محمد بن زهرهٔ حلبی

شیخ جمال‌الدین ابوالحسن علی بن شعرهٔ حلی جامعانی

شیخ تاج‌الدین حسن بن علی دربی

شیخ یحیی بن محمد سوراوی

یحیی بن ابوطی حلبی

سید کمال‌الدین حیدرحسینی

 

مورد اعتماد بودن ابن شهرآشوب (ره)

ابن شهرآشوب یکی از استادان دانش حدیث و اجازه‌دار نقل حدیث بوده‌است. از استادانش اجازهٔ نقل روایت داشته و ازشان روایت می‌کرده‌است، از جملهٔشان: شیخ ابومنصور طبرسی، محدث شیخ علی ابن شهرآشوب، شیخ شهرآشوب، شیخ ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (صاحب تفسیر مجمع البیان)، شیخ جمال‌الدین ابوالفتوح رازی، قطب‌الدین راوندی و … می‌باشد.

از حیث توثیق رجالی تا سدهٔ ۱۱قمری دربارهٔ وی سکوت شده و در این سده میرداماد اجتهاداً معتبرش شمرده و پس از آن در کتب رجالی مکرراً به توثیقش پرداخته شده‌است.

 

مهارت‌ها

زبردستی ابن شهرآشوب در علوم قرآنی و حدیث و رجال از آثار بازمانده‌اش به‌خوبی هویدا است. گرچه کتابی شناخته در فقه و اصول نداشته، در این دو رشته بسیار آگاه بوده‌است، چنان‌که شاگردانش را اغلب با لقب فقیه یادش می‌کردند.

در شعر نیز دستی داشت و این مطالب از توجه به گزیده‌های شعر در کتاب مناقب و نیز از خاتمهٔ معالم العلماء در ذکر شاعران اهل بیت برمی‌آید. وی خود نیز شعر می‌سروده و ازش اشعاری پراکنده در فضائل امامان در کتاب مناقب آمده‌است.

 

آثار وتالیفات گرانقدر علامه ابن شهرآشوب (ره)

مناقب آل ابی طالب (:نازمایه‌های فرزندان ابوطالب)مناقب

گردآور این مجموعه به طور مفصل در پیش‌گفتار به انگیزهٔ تألیف پرداخته‌است. طبق آنچه در دیباچهٔ مناقب آمده، این کتاب با ذکر مناقب پیامبر (صل الله علیه و آله ) آغاز شده به ذکر ائمه پرداخته، به یاد صحابه و تابعین ختم می‌شده‌است، اما نسخه‌های موجود کتاب با یاد امام حسن عسکری (علیه السلام ) به انجام می‌رسد. این احتمال که اساساً بخش پایانی کتاب را ابن شهرآشوب تألیف نکرده‌باشد، منتفی است، زیرا خود به بخش مربوط به امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه ) ارجاع کرده، و ابن تاووس از آن بخش کتاب قطعاتی نقل کرده‌است.

کتاب مناقب و برخی شواهد می‌توان نتیجه گرفت که مناقب را حسینِ جبر تلخیص کرده‌است و نخب المناقب (گزیدهٔ مناقب) نام یافته‌است. ویژگی‌هایی که حسین جبر برای کتاب مناقب آورده، می‌نماید که نسخهٔ مورد استفاده‌اش از نظر آوردن اسناد و جداسازی احادیث کامل‌تر از نسخهٔ موجود، و از نظر حجم مفصل‌تر از آن بوده‌است. بر همین پایه نوری نتیجه گرفته که نسخهٔ حاضر در واقع همان نخب المناقب پسر جبر یا چکیدهٔ دیگری از مناقب است. به هر حال با توجه به نقص بخش پایانی کتاب مناقب و نیز نیافتن برخی از مطالب موجود در نخب (همچون سخن جوینی در مورد سند حدیث غدیر) نسخهٔ حاضر مناقب نسبت به متن اصلی کاستی‌هایی دارد، ولی مقایسه‌اش با نسخه‌های نخب المناقب پسر جبر نشان می‌دهد که کتاب موجود همان نخب المناقب نیست.

این کتاب را حسین صابری عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد به فارسی برگردانده و این ترجمه با ویرایش محمدرضا مروارید در شش جلد از سوی شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در تهران انتشار یافته است.

 

معالم العلماء (:نشانه‌های دانشمندان)

کتاب معالم در واقع برگرفته‌ای است که از فهرست توسی که چیزهایی بدان افزوده‌است. این اثر یکی از کتاب‌های عمدهٔ فهرست و رجال شیعه در فاصله سدهٔ پنجم تا هشتم قمری و اواخر سدهٔ چهارم تا اواخر سدهٔ نهم خورشیدی به شمار می‌رود.

 

متشابه القرآن و مختلفه (:همانندی‌های قرآن و گوناگونی‌هایش)

این کتاب در تفسیر قرآن می‌باشد. ابن شهرآشوب در آن آیات متشابه قرآن را به ترتیب موضوعی بررسی کرده‌است و موضوعاتش اصول عقاید، فقه، اصول فقه، دانش‌های قرآن، ادبیات و … است.

علامهٔ درگذشته سید هبهالدین شهرستانی دربارهٔ این کتاب چیزهایی گفته، و نوشته‌است: «این کتاب گران‌قدر دارای سبک و اسلوب زیبا، و در اعصار و شهره و ممالک، مورد توجه خاص دانشمندان بوده‌است؛ و چه بسا که نخستین کتاب در موضوع خود باشد. مصنفِ علامه و ذوفنون آن، آیات متشابه قرآن را نخست از ابواب توحید [یگانگی خدا]، سپس عدل [داد] و تنزیه [پیراسته دانستن] خداوند، و پس از آن ابواب امامت تا معاد [رستاخیز] را مورد بحث و بررسی قرار داده و از آن پس ابواب فقه و تشریع احکام اسلامی را به ترتیب کتب فقهی مطرح ساخته، و در آخر از فنون ادبی و عربی قرآن سخن گفته‌است. فصاحت و شیوایی لفظ، بلاغت و رسایی معنی آن با ایجاز و اختصاری که ابن شهرآشوب در آن رعایت کرده‌است، اقتضای آن را دارد که این کتاب نفیس جزو برنامهٔ درسی قرار گیرد.» این کتاب نیز به قلم حسین صابری ترجمه شده و در دست انتشار است.

 

أعلام الطرائق فی الحدود والحقائق

ابن شهرآشوب در این اثر به عنوان یکی از وسیع‌ترین آثار جامع العلومی کهن در تمدن اسلامی، به تعریف اصطلاحات علوم و فنون مختلف پرداخته است. از آنجان که نویسنده در ذیل بسیاری از اصطلاحات کلامی و فلسفی با نقل آراء دانشمندان پیش از خود، گاهی به نقد آراء آنان می‌پردازد، میزان تسلط او را در علوم گوناگون می‌توان دید و این اثر، او را از عنوان یک محدث فراتر برده و گویای وسعت اطلاعات او در رشته‌های دیگر است. این کتاب در دو جلد با تحقیق سید علی طباطبائی یزدی از انتشارات علمی و فرهنگی در سال ۱۳۹۳ در تهران منتشر شد.

 

آثار خطی

مثالب النواصب (:بدی‌های آشکارکنندهٔ ناصبیان)

این کتاب را خود گردآورنده در معالم العلماو در اجازه‌ای که به شاگردش علیِ جعفر جامعانی داده ، ذکر کرده‌است. نسخه‌ای از این کتاب در کتاب‌خانهٔ سپه‌سالار هست.

 

آثار یافت‌نشده و منسوب

خود گردآور در کتاب معالم العلماء و اجازه‌اش به جامعانی این کتاب‌ها را آورده‌است:

المخزون و المکنون فی عیون الفنون (اندوخته‌ها و پنهانی‌های چشمه‌های هنر)

مائده الفائده

المثال فی الامثال

الحاوی فی الفتاوی

الاوصاف

 

 المنهاج.

از این آثار اغلب جز نام چیزی در دست نیست. تنها خود مؤلف در مناقب یاد آورده‌است که در خطبهٔ بی الف و بی نقطهٔ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام ) را در المخزون آورده‌است.

نیز صفدی در مورد مائده الفائده گفته در این کتاب مطالب نادر و کم‌یاب گرد آورده‌است. پسر شهرآشوب در معالم کتاب دیگری را با عنوان الاسباب و النزول علی مذهب آل الرسول آورده که ظاهراً همان کتاب بیان التنزیل است که نزد علامهٔ مجلسی بوده و او ازش در بحار نقل کرده، اظهار کرده که کتابی کوچک ولی پرمحتوا است.

حتما بخوانید: علامه مجلسی

ارتحال ابن شهرآشوب (ره)

او در شب جمعهٔ ۲۲ شعبان ۵۸۸ هجری قمری در حلب درگذشت و در بالای کوه معروف به جَبَل جوشن به خاک سپرده شد. از دیدگاه شیعیان حلب این مکان مدفن محسن السقط فرزند امام حسین (علیه السلام ) است. و به مشهدالسقط شناخته می‌شود.

بقعه‌ای در شهر بابل به نام ملا محمد بن شهرآشوب شهرت دارد که تشابه و تغایر اسمی با ابن شهرآشوب دارد. دقیقا معلوم نیست بقعه ملامحمد بن شهرآشوب به چه کسی تعلق دارد و این بقعه مدفن چه شخص یا فردی است. دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا استارآباد (جلد چهارم) در این مورد آورده است: مسلما این مقبره مرقد شیخ رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهرآشوب السروی نیست که از فحول و علما قرن ششم و اهل ساری بوده و در زمان المتقی در بغداد بر منبر می‌رفت، زیرا وی به حلب مهاجرت کرد و تا پایان عمر در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ هجری قمری رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک سپرده شد.

شاید این مقبره مرقد پدر او باشد که علی نام داشت و پسر شهرآشوب بود، یا شخص دیگری از مردان این خاندان است که معروف به شهرآشوب یا ابن شهرآشوب بوده اند.

محدث بزرگوار شیخ عباس قمی در کتاب الکنی و الالقاب (کنیه‌ها و القاب) ش ابیاتی را از پسر ابوالطی در وصف ابن شهرآشوب به شرح زیر نقل کرده‌است:

هو البحر لابل دون ماعلمه البحر                   هو البدر لابل دون طلعته البدر

هو الغم یه لابل دونه النجم رتبه                    هو الدرّ لابل بدون منطقه الدر

هو العالم المشهور فی الدهر و الذی               بین ارباب النهی افتخر الدهر

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *