جمعه , ۲۸ مهر ۱۳۹۶

آموزش مجازی دروس تخصصی حوزه در
«حوزه مجازی مهندس طلبه»

هم اکنون ثبت نام کنید

شیخ صدوق

شیخ صدوق

ولادت شیخ صدوق(ره)

محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی مشهور به شیخ صدوق ، از علمای شیعه در قرن چهارم هجری قمری می باشد که بزرگ ترین محدّث و فقیه مکتب حدیثی قم به شمار آمده و حدود ۳۰۰ اثر علمی به او نسبت داده شده و بسیاری از آنها متاسفانه امروزه در دسترس نیست.
ایشان در سال ۳۰۵ هجری قمری،( البته ناگفته نماند که در تاریخ تولد او نیز در بین تراجم نویسان اخلاف زیادی مشاهده شده است) پس از استجابت دعای حضرت ولی عصر (عج) در شهر قم دیده به جهان می گشاید.داستان تولد شیخ صدوق بنابر نقل شیخ طوسی به این قرار است:
برخی از مشایخ اهل قم به من گفتند که پدر شیخ صدوق همسر دختر عمویش محمد بن موسی بن بابویه بود و از او فرزندی نداشت. از این رو به ابوالقاسم حسین بن روح عریضه‌ای نوشت و در آن درخواست کرد وی از امام زمان بخواهد برایش دعا کند تا خدا به او فرزندانی فقیه عطا کند. پس از آن پاسخ آمد که تو از این زن بچه دار نمی‌شوی و به زودی کنیزی دیلمی را مالک می‌شوی و از او دو فرزند فقیه روزی‌ات خواهد بود.
بدین طریق، روشن می‌شود که ولادت شیخ صدوق پس از سال ۳۰۵ق و به دعای امام زمان (عج) بوده است و از این رو وی و برادرش حسین بدین امر افتخار می‌کرده‌اند.
شیخ صدوق از نبوغ خاص و حافظه عجیبی برخوردار بود واز کودکی در مسیر علم و فراگیری احادیث معصومین گام نهاد ودر نوجوانی شروع به کتابت برخی آثار نمود.
شیخ صدوق در قم پرورش یافت و ۲۰ سال با پدرش زندگی کرد و از محضر پدر و دیگر علمای قم کسب فیض نمود و سپس به درخواست اهل ری بدانجا رفت و با اینکه در عنفوان جوانی بود آوازه‌اش بالا گرفت. مدتی در آنجا بود و سپس با اجازه از حاکم آنجا، رکن الدوله جهت زیارت امام رضا(ع) به مشهد رفت و در بازگشت در نیشابور ساکن شد و بزرگان آنجا دورش حلقه زدند و پروانه وار از محضر پر برکت او استفاده نمودند. بدین طریق او با خروج از قم به ری، استرآباد، جرجان، نیشابور، مشهد، مرورود، سرخس، ایلاق، سمرقند، فرغانه، بلخ از شهرهای ماوراء النهر، همدان، بغداد، کوفه، فید، مکه و مدینه مسافرت کرد.
شیخ طوسی راجع به شیخ صدوق چنین می‌گوید: (محمد بن علی بن حسین، حافظ احادیث، آگاه به فقه و رجال، و حدیث شناس بود که در حفظ و کثرت علم، مثل او در میان قمی‌ها دیده نشد.)
نجاشی در وصفش می نویسد:(شیخ ما و فقیه ما… که وارد بغداد شد و با اینکه کم سن و سال بود شیوخ طائفه از او حدیث می‌شنیدند.)
برخی دانش مندان، از جمله شیخ طوسی و نجاشی، وی را (رئیس المحدثین ) و (صدوق الطائفته) می نامند و برخی دیگر از علما و دانش مندان القاب دیگری برای ایشان برگزیده اند و همه علما و فقها و دانش مندان بزرگ اسلام، با احترام به شیخ بزرگوار نگریسته اند و به عدالت او اشاره و مقام شامخ علمی شیخ را با عباراتی تصدیق کرده اند که می توان به بزرگانی چون شیخ طوسی، نجاشی، سید بن طاووس، سید محقق داماد، علامه مجلسی، علامه بحرانی، شیخ بهایی، سید محمدباقر خوانساری اشاره کرد.

حتما بخوانید:  شهید اول

استادان شیخ صدوق(ره)

ایشان از مشایخ و حفاظ بسیاری در شهرهای مختلف از ائمه حدیث و غیر آنها، فراگرفته است چنانکه تعدادشان به ۲۶۰نفر می‌رسد برخی از مشایخ وی به این قرار می باشند:
-احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی.
-ابوالحسن احمد بن محمد بن عیسی بن احمد بن عیسی بن علی بن حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(ع) .
-پدرش علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی.
-ابوجعفر محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی، شیخ و فقیه اهل قم.
-محمد بن موسی بن متوکل.

 

شاگردان و راویان شیخ صدوق(ره)

با توجه به اینکه شیخ صدوق از عنفوان جوانی در کار نشر اخبار بوده است لذا راویان از وی باید بسیار بوده باشند ولی به لحاظ از بین رفتن برخی از کتب مثل تاریخ ری اثر شیخ منتجب الدین، رجال الشیعه اثر ابن بطریق و شیوخ الشیعه اثر علی بن حکم، اسماء راویان از وی به نحو کامل در دست نیست. آنچه امروزه از آن آگاهیم ۲۷ نفرند:

-ابوالعباس احمد بن علی بن محمد بن عباس بن نوح.
-ابوالحسن احمد بن محمد بن تربک الرهاوی.
-ابومحمد احمد بن محمد معمری.
-جعفر بن احمد بن علی ابومحمد قمی ساکن ری که در مشایخ وی نیز نامش آمده است.
-جعفر بن احمد مریسی.
-ابوالحسن جعفر بن حسن بن حسکه قمی.
-ابومحمد حسن بن احمد بن محمد بن هیثم عجلی رازی.
-حسن بن حسین علی بن بابویه.
-حسن بن عنبس بن مسعود بن سالم بن محمد بن شریک ابومحمد مرافقی.
-ابوعلی حسن بن محمد بن حسن شیبانی قمی، نویسنده تاریخ قم.
-ابوعبدالله حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری.
-ابوعبدالله حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، برادر وی.
-عبدالصمد بن محمد تمیمی.
-علی بن احمد بن عباس نجاشی، پدر رجالی بزرگ.
-سید ابوالبرکات علی بن حسین جوزی حلی حسینی.
-سید مرتضی علم الهدی ذوالمجدین.
-ابوالقاسم علی بن حسین بن موسی.
-ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز.
-ابوالقاسم علی بن محمد مقری.
-محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستی.
-ابوبکر محمد بن احمد بن علی.
-ابوالحسن محمد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان قمی، پسر خواهر ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه، نویسنده کتاب ایضاح دفائن النواصب.
-محمد بن جعفر بن محمد قصار رازی.
-ابوجعفر محمد بن حسن بن اسحاق بن حسن بن حسین بن اسحاق بن موسی بن جعفر(ع).
-ابوزکریا محمد بن سلیمان الحمرانی.
-محمد بن طلحه بن محمد نعالی بغدادی، که از شیوخ خطیب بغدادی است.
-ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید.
-ابومحمد هارون بن موسی تلعکبری.

 

آثارشیخ صدوق(ره)

مجموعه تألیفات شیخ صدوق به عددی بالغ بر ۳۰۰ اثر می‌رسد که شیخ طوسی در کتاب الفهرست، ۴۰ عدد از آنها را کتاب می‌شمرد که یکی از آنها من لایحضره الفقیه از جمله کتب اربعه شیعه است؛ و نجاشی در فهرست خویش حدود ۲۰۰ اثر وی را می‌آورد که در شاخه‌های مختلف علوم دینی و همه آنها ارزشمندند و از زمان تألیف تاکنون مورد استفاده علماء بوده است، البته بسیاری از آثار او به دست ما نرسیده است. آنچه نجاشی در کتابش نقل کرده است از این قرار است:
-من لایحضره الفقیه (دومین کتاب از کتب اربعه).
-علل الشرایع (دربارهٔ فلسفه احکام و علت تشریع آن‌ها است).
-کمال الدین و تمام النعمه (دربارهٔ اثبات وجود امام زمان و غیبت طولانی آن حضرت از نظر عقلی و نقلی).
-التوحید.
-الخصال الممدوحه و المذمومه.
-الأمالی (مجالس).
-عیون اخبار الرضا.
-صفات شیعه.
-مصادقه الاخوان.
-اثبات ولایت علی علیه‌السلام.
-معرفت.
-گوهر گمشده یا مدینه العلم.
-المقنع در فقه.
-معانی الاخبار.
-مشیخته الفقیه.
-ثواب الاعمال و عقاب الاعمال.
-الاوائل.
-الاواخر.
-المناهی.
-دعائم الاسلام.
-اثبات الوصیه.
-المصابیح.
-التاریخ.
-المواعظ.
-التقیه.
-الناسخ و المنسوخ.
-الباطل العلو و التقصیر.
-السر المکتوم الی الوقت المعلوم.
-مصباح المصلی.
-الهدایه فی الاصول والفقه.
-المواعظ و الحکم.
-تعداد زیادی در فضیلت برخی اعمال و بعضی از ماه‌ها.
-تعداد زیادی رساله در موضوعات مختلف فقهی و غیر آن.
-چندین کتاب در فضایل پیامبر و امامان و برخی از اصحاب.
-کتاب‌های متعدد در بیان زهد پیامبر و امامان (ع).
-چندین کتاب در پاسخ به سؤال‌های مردمی.

 

ارتحال شیخ جلیل القدر(ره)

سرانجام این عالم بزرگوار، پس از گذشت هفتاد و اندی سال، در سال ۳۸۱ هجری قمری، دعوت حق را لبیک گفت و در شهری در حومه تهران دیده از جهان فرو بست.
پیکر پاکش، در میان غم و اندوه شیعیان، در نزدیکی مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی دفن شد و آرام گاهش به نام ابن بابویه، در شهر ری، مشهور و قبر مطهرش زیارت گاه مسلمانان و محل استجابت دعای مؤمنان است.

حتما بخوانید:  شهید ثانی

داستان سالم ماندن پیکر مرحوم شیخ صدوق(ره)

آرامگاه شیخ صدوق، درگذر زمان به خاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمشاهیان و تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف چندین مرتبه خراب و ویران شد و سالها در زیر توده‌های خاک پنهان گردیده بود به گونه‌ای که در زمان فتحعلی شاه در سال ۱۲۳۸ روی آن را کشتزار و باغی فراخ به نام «باغ موستوفی» پوشانده بود.
ولی در آن سال باران زیادی بارید که بر اثر آن، سیل عظیمی آمد و تمام زمینهای کشاورزی و باغ‌های اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود؛ اطراف مزار شیخ صدوق نیز فروریخت و شکافی ژرف در کنار آن پدید آمد؛ هنگامی که به اصلاح و مرمت این قسمت مشغول بودند، سردابی ظاهر شد که آب قسمتی از آن را تخریب کرده بود.
در پی این حادثه، واقعهٔ عجیبی نیز اتفاق افتاد که تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در کتابهای خود مانند: سید محمدباقر خوانساری در کتاب روضات، میرزا محمد تنکابنی در کتاب قصص العلما، عبدالله مامقانی در کتاب تنقیح المقال، خراسانی در کتاب منتخب‌التواریخ، شیخ عباس قمی در کتاب فوائد الرضویه و محمد شریف رازی در کتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه کتب شیخ صدوق، از جمله کتاب کمال الدین صدوق و مقدمه کتاب خصال صدوق، نقل نموده‌اند.
وقتی که برای بازرسی و جستجو به آنجا وارد شدند، جسدی را مشاهده کردند که تمام اعضای بدنش سالم و تازه به نظر می‌رسید و هیچگونه عیب و نقصی در آن دیده نمی‌شد، و با صورتی نیکو آرمیده بود! و هنوز اثر حنا بر ناخنهایش مشهود بود، ناخنهای یک دست را گرفته و ناخن دست دیگر را نگرفته بود، ریشش روی سینه‌اش ریخته شده بود و بدن چنان سالم و تازه بود که چنین به نظر می‌آمد تازه از حمام بیرون آمده‌است و فقط رشته‌های نخ پوسیده کفن که از هم گسسته شده بود در اطراف جسد بر روی خاک ریخته بود!

این خبر به سرعت در شهر ری و تهران پیچید تا آنکه به گوش فتحعلی شاه قاجار رسید. وی دستور داد سرداب را نپوشانند تا او شخصاً جسد را ببیند؛ شاه به همراه گروهی از علما و افراد سرشناس و صاحب نفوذ، که در بین ایشان مرحوم حاج آقا محمد آل آقا کرمانشاهی و مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه، حکیم گرانمایه آن روزگار و مرحوم آیت‌الله ملا محمد رستم‌آبادی و مرحوم علامه سید محمود مرعشی نجفی (پدر آیت‌الله مرعشی نجفی) حضور داشتند، برای بررسی وضعیت در منطقه حضور پیدا کردند و وارد سرداب شدند و پس از سالم یافتن پیکر و تأیید اصل قضیه، برای شناسایی جسد، شروع به بررسی و جستجو نمودند. با جستجو و بررسی‌های انجام شده در سرداب، متوجه لوح و سنگ قبری می‌شوند که بر روی آن چنین نوشته شده‌است:
(به عربی: هذا المرقد العالم الکامل المحدث، ثقه المحدثین، صدوق الطایفه، أبو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی.)
پس از بررسی‌های کامل و پیداشدن این سنگ نبشته و تأیید علما و امینان مردم، در صحت و شناسایی جسد شیخ صدوق، جای هیچگونه تردیدی باقی نماند، پس دستور داد سرداب را بازسازی کنند، در آن را ببندند، حفره پدیدآمده را مرمت کردند و بنایی مناسب بر آن بسازند و به بهترین وجه تزیین و آینه‌کاری نمایند.
آیت‌الله مرعشی نجفی نیز در این‌باره چنین بیان می‌دارد: مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی می‌فرمودند: «من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که تقریباً پس از نهصد سال که از مرگ و دفن شیخ صدوق می‌گذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ضمانت ۱۰۰ درصدی رضایت شما
شما از لحظه ثبت نام تا 30 روز فرصت دارید که در صورت عدم رضایت از کیفیت کلاس ها انصراف دهید و تمام هزینه پرداختی را دریافت نمایید.