دوشنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۶

آموزش مجازی دروس تخصصی حوزه در
«حوزه مجازی مهندس طلبه»

هم اکنون ثبت نام کنید

شیخ مفید

شیخ مفید

تولد شیخ مفید(ره)

محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان، مشهور به شیخ مفید در ۱۱ ذی القعده سال ۳۳۶هجری قمری یا سال ۳۳۸به دنیا آمد. تولد او در عکبری -نزدیکی بغداد- در مکانی معروف به «بازارچه ابن بَصرِی» بود. ایشان متکلم، فقیه و تاریخ‌نگار نامدار امامیه در قرن ۴ و ۵ قمری می باشد. او را از احیاکنندگان و مروجان فرهنگ شیعی و فقه امامیه دانسته‌اند.
پدر شیخ، شغل معلمی داشت و بدین جهت شیخ مفید به «ابن المعلم» مشهور بوده است. عکبری و بغدادی نیز دو لقب دیگر او هستند.اما علت نامگذاری او به مفید آنست که ایشان در مناظره‌ای با علی ابن عیسی رمانی دانشمند متعزلی شرکت کرد و در آن استدلالات طرف مقابل را باطل کرد. رمانی او را به نام «مفید» ملقب کرد.
در منابع تاریخی نام دو فرزند برای مفید ذکر شده است؛ یکی ابوالقاسم علی، و دیگری دختری که همسر ابویعلی جعفری بوده است.
ابو یعلی جعفری که داماد مفید بوده است، می‌گوید:
«شیخ مفید شب‌ها مختصری می‏‌خوابید و بقیه شب را به نماز یا مطالعه یا تدریس یا تلاوت قرآن مجید می‌گذرانید»

حتما بخوانید:  شیخ صدوق

تحصیلات شیخ مفید(ره)

محمد ابن نعمان در اوان نوجوانی به همراه پدر به بغداد آمد و فراگیری علم را نزد دانشمندان بزرگ کلام مانند حسین بن علی بصری معروف به جُعَل -از شیوخ بزرگ معتزله در عصر خویش و سرآمد در فقه و کلام- و ابویاسر شاگرد متکلم نامی ابوالجیش مظفر بن محمد خراسانی بلخی آغاز کرد. مفید به پیشنهاد ابو یاسر در مجلس درس علی ابن عیسی رمانی -دانشمند معروف معتزلی مذهب- شرکت کرد. و چنان‌که از روایات وی برمی‌آید از پنج سالگی به طریق اجازه، نقل روایت کرده است.

تاسیس مشرب فقهی جدید توسط شیخ مفید(ره)

به گفته حضرت آیت الله سبحانی و دکتر گرجی، قبل از شیخ مفید، دو روش فقهی رایج بوده است.
-روش نخست آن بود که علمای شیعه احادیث فقهی منقول از معصومان(ع) را با سلسله سند و گاه بدون سلسله سند عیناً و بدون هیچ تصرفی در متن حدیث به عنوان فتوای فقهی خود نقل می‌کردند. بعدها این شیوه، اندکی تکامل یافت و فقها، به خود اجازه می‌دادند که در همان محدوده احادیث تا حدّی اجتهاد کنند و طبق مدلول و مضمون احادیث فتوی دهند. کتاب الشرائع ابن بابویه قمی و المقنع و الهدایه شیخ صدوق بر همین شیوه تألیف یافته است.
-روش دیگر فقهی در این دوران تکیه بر قیاس بود، که در این روش گاه فقهیان پای را از نصوص دینی فراتر می‌گذاشتند. مهم‌ترین شخصیت این روش فقهی ابن جنید اسکافی از اساتید شیخ مفید است. ابن ابی عقیل عمانی و سید مرتضی و شیخ مبسوط نیز به این شیوه اجتهادی عمل کرده‌اند.
شیخ مفید با الهام از روش فقهی استادش ابن ابی عقیل عمانی مشرب فقهی جدیدی را بر اساس قواعد و اصول منظم پایه‌گذاری کرد. این شیوه اجتهاد، راه میانه‌ای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید. او در آغاز برای استنباط احکام، اصولی را در کتاب التذکره بأصول الفقه تدوین کرد. شاگردان مفید، سید مرتضی در کتاب الذریعه و شیخ طوسی کتاب عده الاصول، این راه را ادامه دادند.

ویژگی‌های روش فقهی شیخ مفید(ره)

مفید در شیوه اجتهادی خود برای عقل جایگاه بلندی قائل بود و یکی از راه‌های رسیدن به شناخت مفاهیم کتاب و سنّت را عقل می‌دانست و حتّی بر این اعتقاد بود که اگر حدیثی مخالف احکام عقل باشد مردود است.
شیخ مفید با همان صلابت و قدرتی که در برابر اندیشه حدیث‌گرایی ایستاد با کسانی هم که قیاس را ملاک استنباط احکام قرار می‌دادند نیز به مقابله پرداخت و از استاد خود، ابن جنید، به دلیل تبعیت از این شیوه با شدّت توأم با احترام انتقاد کرده و با برهان قوی آن را رد می‌کرد و کتاب‌هایی در ردّ تألیفات ابن جنید نگاشت، مانند نقض رساله الجنیدی إلی اهل مصر و النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرأی. او خود در این باره می‌نویسد:
«اما کتاب‌های ابوعلی بن جنید، او آن‌ها را به احکامی آمیخته و در آن‌ها به ظن عمل کرده و روش ناپسند مخالفین ما، قیاس را به کار بسته است و از این طریق مسائل منقول از امامان (علیهم السّلام )و دیدگاه‌های شخصی خود را درهم آمیخته و این دو را از همدیگر جدا نساخته است، هر چند که اگر آن‌ها را از یکدیگر جدا هم می‌ساخت، باز در آثار او حجتی نمی‌بود، زیرا او در نقل روایات تنها به متواترها اعتماد نکرده بلکه اخبار آحاد را هم تکیه‌گاه خود قرار داده است.»
بنابراین شیخ مفید با طرد فقه مبتنی بر حدیث‌گرایی و کنار گذاشتن روش فقهی مبتنی بر رأی شخصی و قیاس، راه سومی را در فقه هموار نمود. در این شیوه اجتهاد، شیخ بین اخبار متعارض جمع کرده و از به‌کارگیری اخبار آحاد عاری از قرائن صحت خودداری و با تدوین اصول فقه عملا فقه جدیدی را پایه گذاری نموده است.
شیخ مفید را به خاطر تالیف کتاب ارزشمند (الاعلام فیما اتفقت الامامیه علیه من الاحکام)، بنیانگذار فقه مقارن دانسته‌اند.

حضور شیخ مفید(ره) در مناظرات با دیگر مذاهب

وی در حدود ۴۰ سالگی ریاست شیعیان را در فقه و کلام و حدیث بر عهده داشت و در دفاع از عقائد شیعه، با علمای دیگر مذاهب مناظره می‌کرد.
او در عصری می‌زیست که علمای بزرگی از مذاهب مختلف اسلامی در مرکز حکومت اسلامی، بغداد، زندگی می‌کردند و مجالس بحث و گفتگوی علمی بین آنان متداول بود. بیشتر اوقات این مناظرات پیش خلفا برگزار می‌شد. مفید نیز برای دفاع از مبانی اعتقادی شیعه در این جلسات حاضر می‌شد و به پرسش‌ها و نقدها نسبت به مکتب شیعه پاسخ می‌داد.
در خانه شیخ مفید نیز مجلس بحثی برپا می‌شد که جمله علما از مذاهب گوناگون در آن شرکت می‌جستند، مفید با تمامی آنان به بحث می‌پرداخت. حاضرجوابی، تیزهوشی، سرعت انتقال، زیرکی و علم سرشار و زبان نیکوی وی و صبر و شکیباییش در مقابل دشمن به او امکان می‌داد که با دانشمندان گوناگون از فرقه‌های مختلف از معتزله و مجبره و زیدیه و اسماعیلیه و دیگران به مناظره بنشیند.
با این حال وی نزد خلفا از منزلتی والا برخوردار بود و از دشنام‌هایی که ترجمه نگاران سنی بخصوص خطیب بغدادی به وی می‌دهد میزان تأثیرگذاری وی در جامعه زمان خودش به دست می‌آید. از عبارت وی برمی‌آید که افراد بسیاری به دست مفید، شیعه شده‌اند و این امر خشم متعصبان را برانگیخته بود.
بنابر نقل تاریخ‌نگاران وی تمامی کتاب‌های مخالفان را از حفظ نمود تا بتواند شبهه‌های آنان را پاسخ گوید.
شیخ طوسی در کتاب الفهرست، مفید را خوش ذهن، تیز فهم و حاضر جواب، پیشتاز در علم کلام و فقیهی پیشرو معرفی می‌کند. ابن ندیم نیز در ذیل عنوان «ابن المعلم» مفید را با تعبیر رئیس متکلمان شیعه که در صناعت کلام بر دیگران مقدم است توصیف کرده و می‌گوید که او را بی‌همتا یافته است
شیخ مفید از احیاکنندگان بزرگ علوم اسلامی و از مروجان فرهنگ شیعی و از نشردهندگان فقه امامیه میباشد.
در این زمینه کتاب ارزشمندی به نام( الاعلام بما اتفقت علیه الامامیه من الاحکام ) تألیف کرد و در واقع نخستین بنای فقه مقارن به دست این عالم توانا تأسیس شد و با انتصار سید مرتضی و الخلاف شیخ طوسی و تذکره الفقهای علامه حلی این بنا تکمیل گردید و گسترش یافت.
شیخ در مقدمه کتاب الاعلام چنین می‌نویسد:
«اکنون من احکام فقهی مورد اتفاق امامیه و مسائل فقهی اتفاقی اهل سنّت و یا برخی از فرقه‌های آنان را که با نظر امامیه اختلاف دارند، در اینجا گرد آورده‌ام تا به اول کتاب اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات افزوده شود و کسی در این کار بر من سبقت ندارد.»

دوره زندگانی شیخ مفید(ره)

دوره حیات شیخ مفید، دوره‌ای پر آشوب بود تا آنجا که وی سه بار در سال‌های ۳۹۲ یا ۳۹۳، ۳۹۸ و ۴۰۹ از بغداد تبعید شد. در تنازعات مذهبی روزگار شیخ مفید، مناطق شیعه‌نشین بغداد، چون کرخ و باب الطاق بارها دچار آتش سوزی‌های هولناکی شد. در سال ۳۶۱ (یا ۳۶۲) در دوران حکومت عزالدوله در اثر تعصب سبکتکین حاجب، فتنه و آشوب در بغداد بالا گرفت و هر روز فزونتر از پیش گشت. در این هنگام وزیر عزالدوله، ابوالفضل شیرازی، دستور داد که در کرخ آتش افکنند. کرخ بخش مهم بغداد، ناحیه شیعه‌نشین این شهر و بزرگترین مرکز تجارتی پایتخت عباسی بود. در این حادثه مردان و زنان بسیاری سوختند. در سال ۳۶۳ بار دیگر در پی نزاع‌های مذهبی کرخ به آتش کشیده شد. در سال‌های آخر عمر شیخ مفید -سال ۴۰۸- قادر خلیفه عباسی به پشت‌گرمی محمود غزنوی به قتل و تبعید و حبس گروه‌های بسیاری از فرقه‌های مذهبی مخالف خود از جمله -به تعبیر مورخین سنی- رافضیان پرداختند. شیخ مفید در این دوران پرآشوب ریاست طایفه امامیه را بر عهده داشت.

کلام بزرگان در شان شیخ مفید(ره)

شیخ مفید از دیدگاه دانشمندان شیعه و سنی دارای جایگاه رفیعی است که به کلماتی از بزرگان اشاره می‌کنیم:
نجاشی، شاگرد نامدار و مورد اعتماد شیخ مفید دربارهٔ او می‌گوید:
«محمد بن محمد بن نعمان … شیخ و استاد ما است- که رضوان خدا بر او باد- فضل او در فقه و حدیث و ثقه بودن او مشهورتر از آن است که وصف شود. او تالیفات متعددی دارد.»
شیخ طوسی، شاگرد ارزنده مکتب او، دربارهٔ استاد خود شیخ مفید در«فهرست‏» می‌نویسد:
«محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم، از متکلمان امامیه است. در عصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهی شد. در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهنی دقیق داشت و در پاسخ به سؤالات، حاضر جواب بود. او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب کوچک و بزرگ دارد.»
ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت دربارهٔ شیخ مفید می‌گوید: «او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسیاری از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد. پدرش در«واسط» زندگی می‌کرد و به آموزگاری می‌پرداخت و در «عکبری» کشته شد. گفته می‌شود که عضد الدوله به ملاقات او می‌شتافت و هنگام مریضی به عیادت او می‌رفت.»
عماد حنبلی، یکی دیگر از دانشمندان اهل سنت دربارهٔ او می‌گوید:
«او بزرگی از بزرگان امامیه و رئیس بخش فقه و کلام و مباحثه بود. او با پیروان هر عقیده به مباحثه و مناظره می‌پرداخت. موقعیت شایان توجهی در تشکیلات دولت آل بویه داشت. او صدقه فراوان می‏‌داد. بسیار اهل خشوع و تهجد و اهل نماز و روزه و خوش‌‏لباس بود.او مورد زیارت و ملاقات عضد الدوله قرار می‌گرفت. نزدیک ۷۶ سال عمر کرد و بیش از ۲۰۰ جلد تالیف دارد. تشییع جنازه او شهرت دارد. در تشییع او بیش از ۸۰ هزار نفر از شیعیان شرکت جستند و درگذشت او در ماه رمضان بود. رحمت خدا بر او باد…».

معنویت و اخلاق شیخ مفید(ره)

اشتغالات اجتماعی و دل مشغولیهای تحصیلی و علمی، شیخ را از فتوحات معنوی غافل نساخته بود. هر روز که می گذشت شکوفایی اخلاقی و عطر ملکوتی بر شاخسار وجود این فقیه فرهیخته بیشتر و افزون تر می گردید.
صدقات بسیار، خشوع و خضوع فراوان ، روزه ها و نمازهای بی شمار و ساده پوشی شیخ اثری ژرف در دیدگان دوست و دشمن گذارده بود. هم رنگی او با اقشار کم درآمد و فقیر جامعه و دوری گزیدن از دنیای فانی موجب آرامش نفس و اطمینان خاطر آن فرزانه والا گوهر شده بود. به طوری که رسیدن به قله تکامل و تهذیب نفس برای او آسان شده و ارجمندی شخصیت شیخ نه تنها نسخه ای کارآمد بلکه دارویی شفابخش حساب می شد و نورانیتی ویژه با خود داشت از تاءثیر کلام شیخ و تربیت اخلاقی وی همین بس که ابوالقاسم علی فرزند شیخ راه روشن و نورانی پدر را ادامه داده و صاحب شخصیت قابل توجهی در جامعه شیعی به حساب آمده است.

دو داستان جالب از جناب شیخ مفید(ره)

هرچند در این مختصر قصد اطاله کلام نداریم و غرض معرفی کلی شخصیت شیخ مفید می باشد، اما برای روشن شدن جایگاه بلند آن فقیه عالی مقام و متکلم قدر،برخود لازم دیدم که این سه داستان را نقل کنم تا برای خواننده گرامی علمیت و جایگاه ویژه شیخ مشخص گردد.

رویای عجیب شیخ مفید(ره) دربارهٔ درس گفتن به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)

شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) دست امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده».
شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود که دیدم و من که هستم که به دو امام فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم(ع) خواب شیطانی نیست بلکه از نوع رویای صادقه می باشد.
وقتی صبح شد، شیخ مفید به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم که دست دو پسر را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه». شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام می‌نمود.
آن دو پسر، «سید رضی» (کسی که بعدا نهج‌البلاغه را گردآوری کرد) و «سید مرتضی» معروف به علم الهدی (از فقها و استوانه های امامیه ) بودند.

پاسخ امام علی (ع) به شیخ مفید

در مساله‌ای فقهی بین شیخ مفید و شاگردش سید مرتضی اختلاف نظر شد و با بحث و ارائه دلیل مشکل حل نشد.
هر دو راضی به قضاوت امام امیرالمومنین علی علیه‌السلام شدند. مساله را بر کاغذی نوشته و بالای ضریح مقدس حضرت گذاشتند. صبح روز بعد که کاغذ را برداشتند دستخطی مزین به چنین نوشته‌ای دیدند که: «انت شیخی و معتمدی و الحق مع ولدی علم الهدی» (ای شیخ) تو مورد اطمینان من هستی و حق با فرزندم علم الهدی است.

مناظره شیخ مفید با خلیفه دوم عمر بن خطاب

در قرآن کریم آمده است: «الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها …»
اگر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همانگونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) در آن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او(پیامبر) فرستاد، و با لشگرهایی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را تقویت نمود…. (توبه/ ۴۰)
علمای اهل تسنّن، این آیه را از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌دانند، و ابوبکر را به عنوان «یار غار» خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه می‌نمایند.
طبرسی در کتاب احتجاج نقل می‌کند که شیخ مفید (ره) گفت: شبی در خواب دیدم به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به دور مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها موعظه می‌گفت، پرسیدم آن مرد کیست؟ گفتند: «عمربن خطّاب» است.
نزدش رفتم و سخنانش را قطع کرده و گفتم: ای شیخ بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیه غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار …) چیست؟
عمر گفت: شش نکته در این آیه وجود دارد که بیانگر فضیلت ابوبکر است.
آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:
۱ـ خداوند در قرآن (آیه ۴۰/ توبه) از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ یاد کرده، و ابوبکر را دومین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن).
۲ـ خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده، و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ).
۳ـ خداوند در آیه مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ یاد نموده تا آنها را هم رتبه کرده باشد. (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ)
۴ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به ابوبکر خبر داده، آنجا که طبق آیه مذکور، پیامبر به ابوبکر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ؛ «اندوه مخور.»
۵ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دوی ما به طور مساوی، و مدافع ما است (اِنَّ اللهَ مَعَنا).
۶ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده است، زیرا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ).
این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.
شیخ مفید(ره) می‌گوید: من به عمر گفتم: به راستی حقّ رفاقت با ابوبکر را ادا کردی، ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌پراکند، و آن این است:
۱ـ دومین نفر قرار دادن ابوبکر دلیل فضیلت او نیست. گزارشی از تعداد است. زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک جا قرار می‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌ها را ذکر کند می‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین).
۲ـ ذکر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیرا ـ چنان که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک جا جمع می‌شوند، چنانکه در مسجد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ که شرافتش از غار بیشتر است، مؤمن و منافق و … می‌آمدند و در آنجا کنار هم اجتماع می‌کردند، از این رو در قرآن می‌خوانیم:
«فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ؛ این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند، از راست و چپ، گروه گروه.» (معارج/۳۶ و ۳۷)
و هم‌چنین در کشتی نوح علیه‌السلام، هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان، دلیل فضیلت نیست.
۳ـ اما در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنانکه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ …: همراه (با ایمان) او که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی؟» (کهف ـ ۳۷)
۴ـ اما این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «لاتَحْزَنْ»؛ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او، زیرا حزن ابوبکر، یا اطاعت بود یا گناه؛ اگر اطاعت بود، پیامبر صلی الله علیه و آله از طاعت، نهی نمی‌کرد، بلکه به آن دعوت می‌کرد، و اگر گناه بوده نهی از آن درست باشد و آیات و دلیلی نیامده که ابوبکر امتثال کرده باشد و از اندوه خوری کناره کرده باشد.
۵. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اِنَّ الله مَعَنا»؛ (خدا با ماست) دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه پیامبر به او اعلام کرده که خدا همراه من است، منظور شخص پیامبر به تنهایی است، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع کرده است، چنانکه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌فرماید:
«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ «ما ذکر(قرآن) را فرو فرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم.» (حجر/ ۹)
و گفته‌اند ابوبکر گفته: ای رسول خدا اندوه من برای برادرت علی بن ابی‌طالب است که چه بلایی سرش می‌آید (همان شب، علی در بستر پیامبر خوابیده بود که نقطه هجوم مشرکان برای قتل پیامبر بود) و پیغمبر فرمود: خدا با ما است، یعنی با من و برادرم علی بن ابی‌طالب
۶ـ اما این که گفتی سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده، این خلاف قرآن است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر اکرم باشد.
اگر بر ابوبکر سکینه فرود آمده باید موید به لشکریان نامرئی خدا شده باشد و اگر بخواهی بگویی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر صلّی الله علیه و آله را در این جا از نبوّت خارج سازی.
بنابراین اگر به این جمله (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.
شیخ مفید گفت: عمر دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.

صفحات نورانی در زندگی شیخ مفید(ره)

دفتر زندگی معلم امت ، شیخ مفید صحیفه ای سپید و نورانی است که دستخط مبارک سلاله یاسین ، حضرت بقیه الله الاعظم (ارواح العالمین له الفداء )در آن به چشم می خورد.
در اواخر ماه صفر ۴۱۶ هجری بود که نامه ای از طرف حضرت برای شیخ فرستاده شد. بوسه سپاس و اشک شوق او بر نامه آمد و چون آن را گشود دست خط زیبایی رخ نمود:
للاخ الشدید و الولی الرشید الشیخ المفید… برادر گرامی ، استوار و دوست راه یافته شیخ مفید…
و در توفیقی دیگر و لطفی افزون تر، نامه ای دیگر از طرف حضرت به افتخار شیخ صادر شد.
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیک ایها الناصر للحق الداعی الیه بکلمه الصدق …
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر، سلام خدا بر تو ای یاری کننده حق و دعوت کننده به سوی تو از کسی که با صدق و راستی به سوی خدا دعوت می کنی …
برخی بر این باورند که در طول ۳۰ سال ، ۳۰ توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی عصر(عج )برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری این جمله نورانی دیده می شود: برادر گرامی و استوار، شیخ مفید.

فتوای نادرست شیخ مفید و اصلاح آن توسط امام زمان(عج)

شیخ مفید سوالی را به طور غیر عمد و به اشتباه جواب داد ولی حضرت ولی عصر (عج ) با پیغامی آن را اصلاح فرمود. پس از مدتی که شیخ مفید آگاه شد و در پی آن از دادن فتوا منصرف شد، آن حضرت طی نامه‌ای خطاب به شیخ فرمود: «بر شماست که فتوا بدهید و بر ماست که شما را استوار کرده و نگذاریم در خطا بیفتید.»

اساتید شیخ مفید(ره)

برخی اساتید شیخ که او در نزد ایشان تتلمذ کرده عبارتند از:
-ابن قولویه قمی.
-شیخ صدوق.
-ابن ولید قمی.
-ابوغالب زراری.
-ابن جنید اسکافی.
-ابوعلی صولی بصری.
-ابو عبدالله صفوانی.

شاگردان شیخ مفید(ره)

همچنین از مهمترین شاگردان شیخ بزرگوار می توان به افراد ذیل اشاره کرد که هر کدام استوانه ای در علوم مختلف از جمله فقه، اصول، رجال و حدیث در عصر خود بوده اند.
-سید مرتضی علم الهدی.
-سید رضی.
– شیخ طوسی.
-نجاشی.
-ابوالفتح کراجکی.
-ابو یعلی جعفر بن سالار.

آثار وتالیفات شیخ مفید(ره)

نجاشی ۱۷۱ جلد کتاب از تالیفات شیخ را ذکر کرده است که اسامی برخی ازآنها به این ترتیب است:

در موضوع فقه:

المقنعه.
الفرائض الشرعیه.
احکام النسا.

در موضوع اصول:

مختصر التذکره بأصول الفقه.

در موضوع علوم قرآنی:

الکلام فی دلائل القرآن.
وجوه اعجاز القرآن.
النصره فی فضل القرآن.
البیان فی تالیف القرآن.

در موضوع تاریخ:

مسار الشیعه فی مختصر تواریخ الشریعه.
الارشاد.
الجمل.

در موضوع علم کلام و عقائد:

اوائل الـمقالات.
نقض فضیله المعتزله.
الافصاح.
الایضاح.
الارکان.

حتما بخوانید:  شیخ طوسی

ارتحال شیخ مفید(ره)

شیخ مفید در سال ۴۱۳ در بغداد، پس از ۷۵ سال تلاش و خدمت به مذهب شیعه اثنی عشری رحلت فرمودند و مورد تجلیل فراوان مردم و قدردانی علما و فضلا قرار گرفت و به تعبیر شاگرد بزرگوارش شیخ طوسی که خود حاضر در صحنه بوده است، روز وفات او از کثرت دوست و دشمن برای ادای نماز و گریستن بر او، همانند و نظیر نداشته است.
هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضی علم الهدی بر او نمازگزارد و در حرم مطهر امام جواد (علیه السلام) پائین پای آن حضرت و نزدیک قبر استادش ابن قولویه مدفون گردید.
در برخی منابع آمده است هنگامی که شیخ مفید از دنیا رفت، با خط امام زمان (علیه السلام) بر روی قبرش نوشته شده بود:
لا صوت الناعی بفقدک انه یوم علی آل الرسول عظیم‏
ان کنت قد غیبت فی جدث الثری‏ ‏ فالعدل و التوحید فیک مقیم
و القائم المهدیّ یفرح کلما تلیت علیک من الدروس علوم‏

ترجمه:
خبر دهنده مرگ خبر فقدان تو را نیاورد امروز بر آل محمّد (علیهم السلام) روز مصیبت بزرگی است.
اگر در زیر خاک پنهان شده‌ای علم و توحید همراه تو اقامت کرد.
قائم مهدی (ع) خوشحال می‌شد هرگاه تو از انواع علوم تدریس می‌کردی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *